معنی overturned

overturned
واژگون
کلمات مشابه

overuse : استعمال مفرط

overvoltage protection : علوم مهندسى : حفاظت فشار زياد

overwear : (دراثرزياد پوشيدن )پاره و مندرس کردن

overweary : زياده خسته کردن ،خسته شدن ،واماندن ،بسيار خسته

overweening : بسيار مغرور

overweigh : سنگيني کردن

overweight : سنگيني زياد , گرانبار کردن , وزن زيادي

overwhelm : سراسر پوشاندن , مستغرق درانديشه شدن

overwhelmed with reflection : مستغرق انديشه ،غوطه ور در فکر

overwind : بيش از اندازه کوک کردن ،زياد پيچيدن

overwork : کار زياد کردن ،خسته کردن ،به هيجان اوردن ،زياد کار کردن ،خود را خسته ،کردن

overwrite : جاي نوشتن

overwrought : پر کار , کار برده

overy : مبيظ

ovicidal : کشنده تخم

oviduct : تخمراهه

oviferous : تخم اور،تخم بر،تخم دار

oviform : تخم مرغى ،بيضى

ovine : شبيه گوسفند

oviparous : (ج.ش ).تخم گذار

معنی overturned به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی