معنی ovology

ovology
گفتار در پيدايش تخم
کلمات مشابه

ovservation : مراقبت , مشاهده , قوه مشاهده

ovular : تخمکي

ovular growth : رويش تخمک ،رشد تخمچه

ovulate : توليد اوول کردن , تخمک دادن

ovulation : روانشناسى : تخمک گذارى

ovule : اوول , تخمچه

ovum : تخمک , تخم , ياخته ماده

ow : بهبه

owe : بدهکار بودن , مرهون بودن , مديون بودن

owelty : برابرى ،تساوى ،سرانه نقدى که شريکى براى برابر شدن کالاى تقسيم شده به ديگرى ميدهد

owened : ملکي

owenism : قانون ـ فقه : اصول عقايد رابرت اون کارخانه دار انگليس در قرن 19 که شايد بتوان منشاء سوسياليزم نوينش دانست

owing : مقروض

owing to : بعلت ،زيرا

owing to the fact that : از انجايى که چون ،نظر به اينکه ،به واسطه اينکه

owing to this : از اينرو،از اين رهگذر،از اين سبب

owl : جغد , مرغ حق , بوف

owl eyed : جغد چشم

owl light : تاريکى ،تيره گى ،هواى گرگ و ميش ،تيره ،ميانه ،کمى روشن کردن

owler : قاچاق فرست

معنی ovology به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی