لغات مشابه
packer : بسته بند

packet boat : کشتى نامه بر،کرجى پستى ،کشتى مسافربر

packing : باربندي , بسته بندي

packing factor : عمران : ضريب فشردگى

packing felt : علوم مهندسى : نمد

packing needle : سوزن جوالدوز

packing ring : علوم مهندسى : رينگ

packing sheet : لفاف بار پيچى ،حوله ترکه بتن بيمار بپيچند،کمپرس

packinghouse : )packingplant(محل بسته بندى اجناس ،کارخانه کنسرو سازى

packingplant : )packinghouse(محل بسته بندى اجناس ،کارخانه کنسرو سازى

packman : دوره گردى کردن

packsack : کوله پشتى ،خورجين

packsaddle : پالان

packsaddle maker : پالان دوز

packthread : نخ قند و قاتمه

pact : معاهده , ذمه , عهد , عهدنامه

pacta sunt servanda : قانون ـ فقه : تعهد الزام اور است

pacts : عهود

pad : تشک چه , عرقگير , دستک , لحافک

pad character : کامپيوتر : کاراکتر ميانگير براى پر کردن فصاى خالى

pad nag : اسب راهوار

padded : ذبى دار،پشتى دار،پر،باد کرده ،درشک چه دار،انباشت ه ،بادکرده

padded ring : شيمى : حلقه پوشش دار

padding : پيزر

paddle : پارو زدن

paddle board : ورزش : تخته شنا

paddle boat : کرجى بخارى که با چرح پره دار رانده ميشود

paddle box : جاى چرخ پره دار

paddle wheel : چرخ پره دار متحرک کشتى بخار

paddle(wheel) : چرخ پره دار

paddler : پارو زن

paddling door : علوم مهندسى : درب کار

paddock judge : ورزش : داور سرپرست اماده شدن اسبهاى مسابقه

paddopck : چراگاه الخى ،چمن زار،گردش گاه اسپان نزديک اسپريس

paddy : مزرعه شاليکاري

paddywagon : )= patrolwagon(اتومبيل پليس

paddywhack : خشم ،از جا در رفتگى

Padideh : پديده

padre : پدر روحاني , قاضي عسکر

padrone : (لاتين )اقا،صاحب ،مدير،ارباب

paduasoy : پارچه ابريشمى راه راه و بادوام که درسده هيجدهم براى جامه بکار مى بردند

paean : رجز،پيروزى نامه نوشتن

paederastŠetc : بچه باز،لواط گر

paedogenesis : (ج.ش ).توليد مثل بوسيله نوزاد حشرات يا شفيره

paedophilia : روانشناسى : ميل جنسى به کودکان

paeon : وتدى که يک هجاى دراز و سه هجاهاى کوتاه دارد

paeony : گل صد تومانى ،شقايق فرنگى ،شقايق پرپر

pagan : غير مسيحي , مشرک

pagandom : شرک ،کافرى ،بت پرستى ،بى تمدنى ،جاهليت

paganish : کافر،مشرک ،بيت پرست ،ناشى ار شرک ،کفراميز،جاهلانه

paganism : الحاد

paganize : مشرک کردن

page : صفحه

page boundary : کامپيوتر : مرز صفحه

page density : کامپيوتر : چگالى صفحه

page description language : کامپيوتر : زبان تشريح صفحه

page in : کامپيوتر : فرايند رفت و برگشت نامه يا داده از ديسک به حافظه اصلى کامپيوتر

page layout program : کامپيوتر : برنامه صفحه ارايى

page maker : کامپيوتر : برنامه قوى کاربردى و نشر روميزى

page mode ram : کامپيوتر : حالت صفحه حافظه دستيابى مستقيم

page of bonour : لقب هايى است که به برخى گماشتگان خانواده سلطنتى ميدهند

page of presence : لقب هايى که به برخى گماشتگان خانواده سلطنتى ميدهند

page orientation : کامپيوتر : موقعيت صفحه

page out : کامپيوتر : فرايند رفت و برگشت نامه ها يا داده از حافظه اصلى کامپيوتر به ديسک

page reader : کامپيوتر : صفحه خوان

page skip : کامپيوتر : پرش صفحه

page through : ورق زدن

pageant : مراسم مجلل

pageantry : نمايش با شکوه ،نمايش پر جلوه

paged memory management : کامپيوتر : مديريت حافظه صفحه بندى شده

pagemaker : کامپيوتر : پيج ميکر

paginal : صفحه دار،صفحه يى

paginary : صفحه اى ،صفحه بصفحه

paginate : صفحه بندي کردن

paging rate : کامپيوتر : سرعت صفحه بندى

Paglahat : پاگلاهات

pagoda : بتکده , بتخانه , پاگودا

pah : بيف ،پيو،مرده شور

paid in cash share : بازرگانى : سهام نقدا "پرداخت شده

paid leave : مرخصي با حقوق

paid up capital : بازرگانى : سرمايه پرداخت شده

paideutics : روش کار اموزى فن تعليم ،علم تعليم

paidle : پارو،پره چرخ ،اندام شنا،پرک( ماهى ) بال ،يکجور بيل دسته دراز

pailett : )pailette(زينت الات بدلى مانند منجوق وغيره ،پولک

pailette : )pailett(زينت الات بدلى مانند منجوق وغيره ،پولک

pailful : (مظروف ) ستل

paillasse : دوشک کاهى ،تشک کاهى

paillette : پولک ،فوفه اى که در ميناکارى بکار ميبرند

pain : درد , داء , دردمندي , رنگ کردن , رنج , وجع , الم , محنت , درد کردن , درد دادن , تالم

pain killer : مسکن , دردکش

pain receptors : ورزش : گيرنده هاى درد

pain spot : روانشناسى : نقطه درد

pained : منقش

painful : محنت زا , دردمند , جگر سوز , تالم آور , دردناک , سوزناک , دردآور , رنجور , دردي , ناراحت کننده , اليم , پردرد

painful urination : اطام

painfull : دردمند

painfully : با درد،با اندوه ،سخت

painfulness : دردناکى ،رنج ،زحمت ،سختى

painkiller : مسکن

painless : بيدرد

painlessness : بيدردي

pains : آلام , سکرات

pains and penalties : کيفر،مجازات

painstacking : رنجبر،زحمتکش ،زحمت ،سعى و کوشش

painstaking : رنجبر , زحمت کش

paint : رنگ , رنگ زدن , رنگ و روغن زدن , رنگ کردن , رنگ آميزي کردن , نگاشتن , رنگ شدن , منقش کردن , نگارگري کردن , نقاشي کردن

paint brush : کامپيوتر : قلم موى نقاشى

paint coat : علوم مهندسى : روکش رنگ

paint gun : معمارى : رنگ پاش

paint pot : معمارى : گلفشان

paint progarm : کامپيوتر : برنامه نگارگرى

paint remover : معمارى : رنگ زدا

paint roller : معمارى : غلطک رنگ کارى

paint work : علوم مهندسى : رنگ کارى ساختمان

paint spraying equipment : علوم مهندسى : تجهيزات رنگ پاشى

painted : نگارين , نگاشته , مصور

painted lady : پروانه قرمز که خالهاى سياه و سفيد دارد،پروانه رنگارنگ

painter : نگارگر , نقشبند , رنگزن , نقاش , مصور , صورت ساز , نگارنده , رنگ زن , پيکرنگار , بت نگار

painting : تابلو , رنگ زني , نگارش , نقاشي , نگار , تابلو نقاشي , نگاشت

painting and the like : نقاشى و مانند ان

painting brush : قلم مو

paintress : زن پيکر نگاريا رنگ کار،زنى که کارش رنگ کردن سفالينه و مانند انها است

painty : زياد رنگ زده

pair : زوج , جفت , لنگه

pair exchange sorting algorithm : کامپيوتر : نوعى الگوريتم مرتب کردن مستلزم مقايسه داده هاى زوج بندى شده

pair interactions : شيمى : بر هم کنشهاى زوجى

pair oar : کرجى دو پارويى

pair of compasses : معمارى : پرگار

pair of gears : علوم مهندسى : زوج چرخ دنده

pair production : علوم هوايى : تغيير شکل انرژى سينتيک فوتون يا هر ذره پر انرژى به جرم

pair royal : سه برگ يکجور،سه سر،سه طاس يکجور

pair(s) skating : ورزش : تيم دونفره اسکيت زن و مرد

paired : جفتی

paired associates : روانشناسى : جفتهاى متداعى

paired bar graph : کامپيوتر : نمودار ميله اى مزدوج

paired comparisons method : روانشناسى : روش مقايسه جفتى

paired electrons : شيمى : الکترونهاى زوج شده

pairedness : زوجيت

pairing energy : شيمى : انرژى زوج شده

pairing time : فصل جفت گيرى

pairs of compasses : پرگار

pairwise : دوبدو , جفت جفت

paisley : ساخته شده از پشم نرم ،کشميرى

paiter : نقشبند

pajama : پيژامه , لباس خواب

pajamas : شلوار گشاد،جامه گشاد که در خانه يا هنگام خوابيدن مى پوشند

Pakistan : پاکستان

Pakistani : پاکستاني

pakkorro : ورزش : بطرف بيرون

pal : رفيق شدن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

بكارگیری محاسبه مولكولی با استاندارد رمزگذاری داده‌ها
چگونگی شكل گیری كاراكتر ژاكلین در تئاتر (گاهی اوقات برای زنده ماندن باید مرد!)
گزارش اکتشافی مربوط به مخلوط کوهی اقبالیه
بررسی رابطه بین پرخاشگری والدین و افسردگی كودكان
تاثیرات بانک خازنی و جبران گرها
طراحی دیسپاچینگ فوق توزیع
مقاله بانکداری بین المللی و تعریف آن
مقاله برآورد پتانسیل های صادراتی با استفاده از تقریب مدل
مقاله درباره پوشش هایی بر پایه آب
مقاله درباره تاثیر فناوری نانو بر معادلات انرژی
مقاله درباره تحولات نانوتكنولوژی 1
مقاله درباره تحولات نانوتكنولوژی 2
مقاله برآورد تاثیر مرگ و میر های ناشی از سوانح و تصادفات رانندگی
"بررسی معاونت در جرائم شامل حدود، قصاص، دیات و تازیرات"
مقاله خانه سالمندان
"مطالعه و بررسی نگرشها، انتظارات و توقعات ساكنان، گردشگران و مدیران منطقه آزاد كیش"
پاورپوینت کامل کل کتاب مدیریت اسلامی تألیف دکتر سید علی اکبر افجه ای
دانلود پرسشنامه ارزشها
دانلود پرسشنامه مهارتهای بین فردی