لغات مشابه
pallidness : رنگ پريدگى ،زردى ،کمرنگى

pallium : رداى چارگوش که فيلسوفان يونان مى پوشيدند،جامه پشمينه پاپ ومطران ها

pallor : زرد رنگي

pally : همدستى ،خودمانى ،شريکى

palm : نخل خرما , نخل , کف هرچيزي

palm 2 : درخت خرماو مانندانها،شاخه يابرگ نخل ،فيروزى ،برترى ،تفوق

palm and needle : علوم نظامى : کفه چرمى ملوانى و سوزن

palm grove : نخلستان

palm of a glove : بخشى از دستگش که کف دست را مى پوشاند

palm sap : پيه خرما

palm the ball : ورزش : رانينگ

palmaceous : نخلى

palmachristi : روغن کرچک

palmar : کف دستى

palmary : شايسته ستايش و تقدير،برجسته ،عالى ،پيروز

palmate : شبيه پنجه ،گسترده ،شبيه برگ نخل ،داراى پاى پرده دار،داراى انتهاى پهن(مثل شاخ گوزن)

palmated : پنجه اى ،مانند کف دست ،گسترده ،پرده دار

palmatifid : شکافته پنجه

palmation : شکل پنجه اى ( دربرگ ) قسمت پنجه اى

palmer : زوار امکنه مقدسه که دو برگ خرما را صليب وار به امکنه مقدسه حمل ميکنند

palmer(worm) : يکجور کرم مودار که درخت ميوه را اسيب ميرساند

palmetto : (گ.ش ).نخل باد بزنى ،سبز نخلى

palmful : انقدرکه دريک کف دست جاى گيرد

palmiferous : نخل اور

palmiped : (در مورد مرغان ابزى )داراى پاى پرده دار

palmipede : داراى پنجه هاى پرده دارپرده پا،پرنده اى که پنجه هايش پرده دارد

palmistry : کف شناسي , کف بيني

palmitic : اسيدى که در روغن خرماوبرخى روغن هاى ديگريافت ميشود درشمع سازى بکارميرود

palmograph : روانشناسى : خستگى نگار دستى

palmoil : روغن خرما،رشوه

palmy : نخلي

palmyra : يکجور نخل درهندو سيلان که برگ ان براى بوريابافى بکارميرود

palnut : علوم هوايى : مهره نازکى معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظور افزايش ايمنى و جلوگيرى از شل شدن مهره هاى معمولى روى انها بسته ميشود

palooka : ورزش : بوکسور بى استعداد

palor : اطاق نشيمن ،اطاق براى گفتگو خصوصى ،اطاق پذيرايى ،سالون

palp : روانشناسى : معاينه بساوشى

palpability : قابل احساس و لمس

palpable : قابل لمس

palpably : بطور محسوس يا اشکار

palpate : شاخک دار

palpation : لمس ،معاينه با دست

palpebra : پلک چشم

palpebral : پلکي

palpebrate : پلک دار،چشمک زن

palpebritis : اماس پلک ،ورم جفن

palpi : شاخک حساس ،سبيل

palpiferous : شاخک بر

palpiform : شاخک مانند،سبيل وار

palpitant : تپنده

palpitate : تپيدن ،تپش کردن ،تند زدن(نبض)،لرزيدن

palpus : (ج.ش ).شاخک حساس ،سبيل ،زائده بند بندى

palsgrave : کام وابسته بکام يا سقف دهن

palsied : افليج ،لرزان ،متزلزل

palsy : زمين گيري

palter : دو پهلو سخن گفتن ،زبان بازى کردن ،سهل انگاشتن

paltriness : پستى ،حقارت ،ناچيزى

paltry : )paultry(اشغال ،چيز اشغال و نا چيز،جزئى

paludal fever : تب مالاريايا مردابى

paludament : رداى جنگى ،شنل پادشاهى

paludic : مردابى

paludicole : مرداب نشين

paludism : (طب)مالاريا،تب نوبه

paludose : مردابى ،مرداب نشين

paludous : مردابى ،مرداب نشين ،نوبه نشان

paly : پريده رنگ

palynology : گرده افشانى شناسى ،مبحث گرده افشانى

pam : کامپيوتر : Pulse Amplitude Modulation

pampa : جلگه پهناورسبزو بى درخت درجنوب رود درامريکاى جنوبى ،مرغزار،چمنزار

pampas : دشت علفزار امريکاى جنوبى ،دشت ،مرتع

pampean : وابسته به جلگه هاى پهناور امريکاى جنوبى

pamper : نازپرورده کردن , متنعم کردن

pampered : نازپرورده

pampero : باد سردى که از کوه هاى سوى اقيانوس اطلس مى وزد

pamphlet : جزوه

pamphleteer : جزوه نويس

pampiniform : مانند پيچيک تاک ،پيچاپيچ

pan : گودال آب

pan american : وابسته بعموم امريکايى ياهر دوى امريکاها

pan americanism : طرفدارى از اتحاد کشورهاى امريکايى

pan cosmism : اعتقاد باينکه هر چه هست همين ماديات است

pan hellenism : يگانيگى همه يونانيان

pan islam : (يگتنگى ) قاطبه اسلام

pan of scale : کپه

pan pipe : يکجور نى ،ساز دهنى

pan african games : ورزش : بازيهاى ملتهاى افريقايى

pan american games : ورزش : بازيهاى ملتهاى امريکايى

panacea : اکسير , اسقولوفندريون , علاج عام , نوشدارو

panache : پر کلاه ،پرخود،تل ،خودفروشى ،خودنمايى ،جلوه

panada : )panada(نان جوشانده در شير با زرده تخم مرغ و غيره ،نان شير مال

panade : )panade(نان جوشانده در شير با زرده تخم مرغ و غيره ،نان شير مال

Panama : پاناما

panama hat : کلاه پاناما،کلاهى است ازبرگهاى بوريايکجورنخل درامريکاى جنوبى ميبافند

panama wood : چوبک ،چوبه

panaman : اهل پاناما،پانامايى

panaris : عقربک ،کژدمه

panathenaea : جشن ATHENA دريونان باستان

panatrope : اسباب الکتريکى براى دراوردن صداى گرامافون از بلندگو

pancake : نان ساجي

pancho : علوم نظامى : بارانى پلاستيکى

panchromatic : همه رنگ ،(در عکاسى )حساس نسبت بهمه رنگها

panchromatic emulsion : شيمى : امولسيون تمام رنگ نمايى

pancratic : وابسته به کشتى و مشت بازى

pancratist : کشتى گير،مشت زن ،پهلوان

pancratium : مسابقه کشتى و مشت زنى

pancreases : لوزالمعده , پانکراس

pancreatic : وابسته به لوزالمعده

pancreatic juice : (تش ).عصير لوزالمعده

pancreatin : (ش -.حياتى )دياستاز شيره لوزالمعده

panda : (ج.ش ).مورچه خوار فلس دار هيماليا

pandanus : (گ.ش ).کادى ،کدر

pandean : نام رب النوع چراگاه هاو جنگلها که نيمى ادم ونيمى بزبود

pandect : حقوق مدنى روم قديم ،قوانين

pandects : خلاصه قانون مدنى رم که درسده ششم بفرمان در ¹5جلد امده است

pandemic : ناخوشي همه گير , جانگير

pandemonium : کاخ شيطان

pander : جا کشي کردن

panderage : جاکشى

panderer : )pander(جاکش ،واسطه کار بد،جاکشى کردن

panderism : قانون ـ فقه : قوادى

pandion : جنس دال دريايى

pandit : دانشمند هندى ،فقيه برهمايى

pandora : نجوم : پاندورا

pandore : يکجور سه تار

pandours or doors : امنيه وحشى درنده خو که در سال 1741 تشکيل شد و چندى پس از ان جز ارتش اطريش گرديد

pandurate : ( )panduriform(گياه شناسى )شبيه ويولون ،محدب الطرفين

panduriform : ( )pandurate(گياه شناسى )شبيه ويولون ،محدب الطرفين

pane : قاب شيشه

panegyric : مداحانه

panegyrical : مداحانه

panegyrist : مديحه سرا

panegyrize : ستايش کردن ،ستودن ،مدح گفتن ،مداحى کردن ،مديحه سرودن

panel : تخته کوبي کردن

panel board : الکترونيک : تابلوى برق

panel box : الکترونيک : جعبه تابلو

panel cutout : الکترونيک : فيوز تابلو

panel discussion : روانشناسى : بحث ميزگرد

panel house : خانه فساد

panel interview : روانشناسى : مصاحبه ميزگرد

panel screen : علوم هوايى : صفحه

panel wall : معمارى : اگين ديوار

paneling : قاب سازي , قاب چهارچوب

panelist : عضو هيئت مشاوره و مباحثه يا عضو هيئت راديو تلويزيون

panelling : تخته کوبي

panfish : ورزش : نوعى ماهى خاردار

panful : مظروف يک تاوه يا ديگچه

pang : سوزش ناگهاني

pangolin : مورچه خوارفلس دار

panhandle : زمين باريکه , تکدي کردن

panic : دست و پاي خود را گم کردآن , دست پاچه شدن , دستپاچه کردن , دست پاچگي

Panic : سراسیمگی ، هول

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پاورپوینت بررسی قرنیز و ازاره
پاورپوینت بررسی سازه های پلیمری
پاورپوینت بررسی ساخت و ساز اصولی
رساله فرهنگسرا همراه با 3 عدد نمونه مشابه فرهنگسرا
اقدام پژوهی چگونه می توان علاقه دانش آموزان نسبت به درس تاریخ را افزایش داد؟
اقدام پژوهی حل مشکل یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیای کلاس چهارم ابتدایی در بخش نواحی آب و هوایی ایران
اقدام پژوهی چگونه می توانم اخلاق ورفتار اسلامی رادردانش آموزانم پرورش دهم؟
"اقدام پژوهی چگونه میتوانم با استفاده از انواع فعالیت های جذاب، خط نوشتاری ""زهرا""را بهبود بخشم؟"
اقدام پژوهی چگونه توانستم به نرگس در مشکل عدم قانون‏پذیری کمک کنم
اقدام پژوهی چگونه در درس انشاء دوره راهنمایی تحول ایجاد کردم
اقدام پژوهی چگونه می توانم یادگیری نماز را در دانش آموزانم تثبیت کنم؟
اقدام پژوهی چگونه توانستم ناسازگاری دانش آموز رابرطرف کنم
اقدام پژوهی چگونه می توانم مشکل افسردگی دانش آموز فاطمه را حل کنم
چگونه توانم مشکل یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا پایه اول راهنمایی را برطرف کنم؟
اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزان آموزشگاهم را به درس علوم تجربی و کار گروهی تشویق نمایم؟
اقدام پژوهی چگونه انزوا وگوشه گیری علی را برطرف کنم؟
راههای افزایشی علاقه مند کردن دانش آموزان به درس ریاضی
راهکار های بررسی علل اشکالات املا نویسی در دانش آموزان ورفع آن
اقدام پژوهی با موضوع یادگیری در کلاسهای درس چند پایه مقطع ابتدایی