لغات مشابه
pan americanism : طرفدارى از اتحاد کشورهاى امريکايى

pan cosmism : اعتقاد باينکه هر چه هست همين ماديات است

pan hellenism : يگانيگى همه يونانيان

pan islam : (يگتنگى ) قاطبه اسلام

pan of scale : کپه

pan pipe : يکجور نى ،ساز دهنى

pan african games : ورزش : بازيهاى ملتهاى افريقايى

pan american games : ورزش : بازيهاى ملتهاى امريکايى

panacea : اکسير , اسقولوفندريون , علاج عام , نوشدارو

panache : پر کلاه ،پرخود،تل ،خودفروشى ،خودنمايى ،جلوه

panada : )panada(نان جوشانده در شير با زرده تخم مرغ و غيره ،نان شير مال

panade : )panade(نان جوشانده در شير با زرده تخم مرغ و غيره ،نان شير مال

Panama : پاناما

panama hat : کلاه پاناما،کلاهى است ازبرگهاى بوريايکجورنخل درامريکاى جنوبى ميبافند

panama wood : چوبک ،چوبه

panaman : اهل پاناما،پانامايى

panaris : عقربک ،کژدمه

panathenaea : جشن ATHENA دريونان باستان

panatrope : اسباب الکتريکى براى دراوردن صداى گرامافون از بلندگو

pancake : نان ساجي

pancho : علوم نظامى : بارانى پلاستيکى

panchromatic : همه رنگ ،(در عکاسى )حساس نسبت بهمه رنگها

panchromatic emulsion : شيمى : امولسيون تمام رنگ نمايى

pancratic : وابسته به کشتى و مشت بازى

pancratist : کشتى گير،مشت زن ،پهلوان

pancratium : مسابقه کشتى و مشت زنى

pancreases : لوزالمعده , پانکراس

pancreatic : وابسته به لوزالمعده

pancreatic juice : (تش ).عصير لوزالمعده

pancreatin : (ش -.حياتى )دياستاز شيره لوزالمعده

panda : (ج.ش ).مورچه خوار فلس دار هيماليا

pandanus : (گ.ش ).کادى ،کدر

pandean : نام رب النوع چراگاه هاو جنگلها که نيمى ادم ونيمى بزبود

pandect : حقوق مدنى روم قديم ،قوانين

pandects : خلاصه قانون مدنى رم که درسده ششم بفرمان در ¹5جلد امده است

pandemic : ناخوشي همه گير , جانگير

pandemonium : کاخ شيطان

pander : جا کشي کردن

panderage : جاکشى

panderer : )pander(جاکش ،واسطه کار بد،جاکشى کردن

panderism : قانون ـ فقه : قوادى

pandion : جنس دال دريايى

pandit : دانشمند هندى ،فقيه برهمايى

pandora : نجوم : پاندورا

pandore : يکجور سه تار

pandours or doors : امنيه وحشى درنده خو که در سال 1741 تشکيل شد و چندى پس از ان جز ارتش اطريش گرديد

pandurate : ( )panduriform(گياه شناسى )شبيه ويولون ،محدب الطرفين

panduriform : ( )pandurate(گياه شناسى )شبيه ويولون ،محدب الطرفين

pane : قاب شيشه

panegyric : مداحانه

panegyrical : مداحانه

panegyrist : مديحه سرا

panegyrize : ستايش کردن ،ستودن ،مدح گفتن ،مداحى کردن ،مديحه سرودن

panel : تخته کوبي کردن

panel board : الکترونيک : تابلوى برق

panel box : الکترونيک : جعبه تابلو

panel cutout : الکترونيک : فيوز تابلو

panel discussion : روانشناسى : بحث ميزگرد

panel house : خانه فساد

panel interview : روانشناسى : مصاحبه ميزگرد

panel screen : علوم هوايى : صفحه

panel wall : معمارى : اگين ديوار

paneling : قاب سازي , قاب چهارچوب

panelist : عضو هيئت مشاوره و مباحثه يا عضو هيئت راديو تلويزيون

panelling : تخته کوبي

panfish : ورزش : نوعى ماهى خاردار

panful : مظروف يک تاوه يا ديگچه

pang : سوزش ناگهاني

pangolin : مورچه خوارفلس دار

panhandle : زمين باريکه , تکدي کردن

panic : دست و پاي خود را گم کردآن , دست پاچه شدن , دستپاچه کردن , دست پاچگي

Panic : سراسیمگی ، هول

Panic : سراسیمگی ، هول

panic grass : گاورس ،جاورس

panic struck : دست پاچه بى جهت ،سراسيمه ،وحشت زده

panic monger : کسيکه با دادن خبرهاى بى اساس مردم را دچار هراس ميسازد

panick : دستپاچگي

panicky : دست پاچه , دستپاچه

panicle : ارايش افشان ،ارايش خوشه اى ،سنبله متفرعه

paniculate : خوشه اى داراى گلهاى افشان

panicum : جنس ارزن

panier : )pannier(سبد صندوقى ،لول ،ژوين زير دامن

panification : نان سازى ،تبديل ،ارد بنان

Panj Sheer : پنجشير

panjabi : زبان پنجابي

pank : قانون ـ فقه : مقام

pannage : حق خوک چرانى ،حق گرانى چرانى ،بلوطوالش ومانندان که به گرازميخوراند

panne : پارچه ظريفى شبيه مخمل براق

pannikin : ليوان کوچک

panning : کامپيوتر : حرکت افقى داده گرافيکى در عرض يک صفحه نمايش

panno variation : ورزش : وارياسيون پانو در دفاع هندى شاه شطرنج

pannus : سبل

panophobia : روانشناسى : همه چيزهراسى

panoplied : مجهز و اراسته ،زره پوشيده از سر تا پا،سر تا پا زره پوش

panoply : سلاح کامل , کاملا مجهز

panopticon : نمايشگاه کالاى گوناگون ،اسبابى که دوربين و ريزبين هردودران جمع مى شود

panorama : چشم انداز

panoramic : چشم اندازدار

panoramic camera : دوربين عکاسى که عدسى گردنده داردو ازدورنماى مسلسل عکس برميدارد

panoramic perspective : معمارى : پرسپکتيو منظره اى

panoramic telescope : علوم نظامى : زاويه ياب توپ

panoramic view : زيست شناسى : منظره پهنه نما

panoramically : بشکل دورنماى مسلسل ،بطوروسيع و پيوسته

panpsychism : روانشناسى : روحى نگرى

pansexualism : روانشناسى : جنسى نگرى

pansophical : همه چيز دان

pansophism : همه چيز دانى ،دانش مطلق

pansy : (گ.ش ).بنفشه فرنگى ،بنفشه سه رنگ ،رنگ قرمز مايل به ابى

pant : تند نفس کشيدن

pantalets : زيرشلوارى يا نيم شلوارى بلند که بيشتر زنها مى پوشيدند

pantalettes : زير شلوارى و نيم شلوارى که زنهامى پوشيدند

pantaloon : پير مرد عينکى شلوار اويخته ،دلقک ،نوعى شلوار وجوراب سر هم و چسبان

Pantea : پانتهآ

pantechnicon : انبار،نام بازارى در لندن که همه جورکالاهاى صنعتى دران نمايش ميدهند

pantechnicon van : يکجوربارکش براى بردن اثاثيه

pantheism : وحدت وجود

pantheist : معتقدبوحدت وجود،کسى که همه چيزرا خداميداند،مشرک

pantheistic(al) : مبنى بر وحدت وجود

pantheon : معبد تمام خدايان و اديان مختلف ،زيارتگاه

panther : (ج.ش ).پلنگ ،يوزپلنگ

pantie : )panty(تنکه پوش ،تنکه

pantie girdle : کرست بند جوراب دار زنانه

panties : تنکه

panting : له له

pantingly : نفس زنان ،ارزو کنان

pantler : متصدى ابدارخانه و خوراک خانه

pantof(f)le : کفش سر پايى ،کفش دم پايى

pantofle : کفش راحتي

pantograph die sinking machine : علوم مهندسى : ماشين فرز حديده پانتوگراف

pantograph miller : علوم مهندسى : ماشين فرز پانتوگراف

pantomimic : وابسته به نمايش گنگ

pantomimist : بازيگر نمايش صامت

panton : کفش سرپايى ،کفش دم پايى

pantone matching system : کامپيوتر : سيستم تطابق پانتون

pantoscope : دوربين عکاسى که عدسى گردنده داردوازدورنماى مسلسل عکس برميدارد

pantoscopic : بزرگ نما

pantothenate : (ش ).نمک الى يا نمک معدنى اسيد پانتوتنيک

pantropic : ( )pantropical(گ.ش ).واقع در مناطق حاره ،منتشر در نواحى گرمسيرى

pantropical : ( )pantropic(گ.ش ).واقع در مناطق حاره ،منتشر در نواحى گرمسيرى

pantry : شربت خانه , گنجه , دولاب , آبدارخانه

pantry service : آب داري

pants : شلوار

panty : )pantie(تنکه يوش ،تنکه

pantywaist : شلوار کوتاه

panzer : لشگر زرهى المانى ،تانک

pap : نوک پستان

papa : کشيش ناحيه

papacy : سمت پاپي , قلمرو پاپ

papain : شيمى : پاپايين

papal : پاپى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مبانی نظری وپیشینه تحقیق نقدشوندگی
مبانی نظری وپیشینه تحقیق صنعت بیمه
پیشینه ومبانی نظری تحقیق وفاداری مشتری
گزارش کارآموزی كارخانه زمزم گرگان
گزارش کاراموزی شركت سیم و كابل ابهر بصورت كامل
طرح آماری در زمینه شاخص PMI بر روی 950 نفر از جوانان تهران
طرح آماری 50 خانوار مورد بررسی قرار گرفته و تعداد فرزندان آنها سؤال شده است
طرح آماری اثبات فرضیه علاقه دختران به تحصیل بیشتر از پسران می‌باشد
طرح آماری چقدر به حل مسائل ریاضی علاقه مندید؟ با نمودار
طرح آماری استفاده از تلویزیون
طرح آماری الگوریتمهای كنترل همروندی
طرح آماری اهمیت آمار در پزشكی
طرح آماری آیا كسانی كه در دروس تفهیمی موفق هستند در دروس حفظی نیز موفق خواهند بود؟
طرح آماری ایدز
طرح آماری برآورد میزان آب صرفه جویی شده به منظور برنامه ریزی قابل اطمینان در مدیریت تقاضای آب
طرح آماری بررسی سنی جامعه خارج از مدرسه كه شما در طی روز با آن هاسر و كار دارید
طرح آماری بررسی علل افت تحصیلی دانش آموزان در مقطع تحصیلی متوسطه
طرح آماری بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق با نگاهی به آمارهای طلاق در ایران
طرح آماری بررسی نمرات یك دانش آموز