صفحه اصلی

pathogene
()pathogen(طب )بيماريزا
کلمات مشابه

pathogenetic : ناخوشى زا،مولدمرض

pathogenic : مرض خيز

pathogeny : پيدايش ناخوشى

pathognomic : وابسته به تشخيص ناخوشى يا احساسات ،نماينده ناخوشى ،مشخص مرض

pathognomomical : نماينده ناخوشى ،مشخص مرض

معنی pathogene به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود بررسی پدیده مه
دانلود بررسی پیدایش منظومه شمسی
دانلود تبلیغات در صنعت گردشگری
دانلود تجزیه تحلیل اسفراین