معنی pipin

pipin
سيب تخم دار
کلمات مشابه

piping : نيزني , مغزي

piping hot : ازتنوردرامده

piping the side : علوم دريايى : احترام با سوت

pipistrel(le) : يکجور شبکور کوچک

pipit : سسک حرمزاده

pipkin : ديزي

pippin : يکجور سيب

pipsissewa : (گ.ش ).صنوبرالامير،خضره الشتاء

pipy : لوله دار،لوله اى

piquancy : تند و تيزي

piquant : هشيارکننده , تند و بامزه

piquantly : (بطور تند ) چنانکه دهن را مزه بياورد،باگوشه ،بطور گوشه دار

pique : پارچه راهراهنخي , منبت کاري , دلخوري

piquet : يکجور بازى ورق که برکهاى از7دران بکارنميرود

piracy : دزدي دريائي

piragua : (د.ن ).قايق ته پهن ،ساخته شده ازتنه درخت

pirate : دزد دريايي , دزد دريائي , دزد ادبي , دزدي ادبي کردن , دزدي دريايي کردن

piratic(al) : درخوردزدان دريايى ،مربوطبه دزدان دريايى ،مبنى بردزدى ،تقلبى ،دغلى

piratically : دزدوار

pirc defence : ورزش : دفاع پيرک

معنی pipin به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی