لغات مشابه
plasticize : قالب پذير کردن

plastid : پلاست

plastid pigments : شيمى : رنگدانه هاى پلاستيکى

plastisity : علوم هوايى : اندام پذيرى

plastogene : (گ.ش ).اجسام بسيار ريز ياخته هاى گياهى که عامل پديده هاى حياتى ياخته ميباشند

plastomer : اجسام چند وجهى سخت و جامد

plastron : پيش سينه

plat : نقشه کشي

platan : درخت چنار،چناران

platanaceous : چنارى

platanaceous orientalis : چنار

platanus : جنس چنارى

platband : معمارى : پاطاق

plate : اندودن , لوحه , بشقاب

plate basket : سبد قاشق و چنگال

plate capacitor : علوم مهندسى : خازن صفحه اى

plate circuit : الکترونيک : مدار صفحه اند

plate condenser : الکترونيک : خازن صفحه اى

plate girder : معمارى : تير ساخته شده از تسمه

plate layer : متصدى تعمير خط اهن

plate mark : نشان عيار،انگ ،طرف و دولت روى سيمينه وزرينه گذاشته ميشود

plate molding shop : علوم مهندسى : مدلسازى

plate of a capacitor : الکترونيک : جوشن خازن

plate point : شيمى : نقطه پليت

plate press : الکترونيک : پرس صفحه باترى

plate proof : نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده

plate puller : الکترونيک : انبر صفحه باترى

plate pulsing : الکترونيک : ضربه گرى صفحه اند

plate rack : جايى که بشقاب هامى گذارند خشک شود

plate rheostat : الکترونيک : رئوستاى صفحه اى

plate roll : علوم مهندسى : غستگاه نورد صفحه

plate rolling mill : علوم مهندسى : نوردکارى صفحه

plate shears : علوم مهندسى : قيچى ورق بر

plate spring : علوم مهندسى : فنر بشقابکى

plate strap : الکترونيک : تسمه صفحه

plate valve : علوم مهندسى : سوپاپ بشقابکى

plate with gold : زر اندود کردن

plate edge planer : علوم مهندسى : دستگاه تراش ويژه لبه هاى ورقهاى فلزى

plateau : زمين مسطح , دشت مرتفع , فلات

plated : اندوده

plated wire memory : حافظه سيمى اندوده

plateform : بلندي قسمتي , سطح فکر , سطح مذاکره

plateform car : )flatcar(واگن بارى بدون ديوار راه اهن

plateform scale : قپان سکوب دار

plateful : بقدر يک بشقاب

platelet : گرده خون

platelike : بشقاب مانند

plater : صفحه فلزي ساز

platform : سکو , تختگاه , بارانداز , صفه

platform car : واگن بى لبه

platform independence : کامپيوتر : استقلال پايه اى

platiforming : شيمى : تبديل با پلاتين

platina : پلاتين يا طلاى سفيد طبيعى ،برنگ طلاى سفيد

plating : آبکاري فلزي

plating dynamo : الکترونيک : دينام ابکارى

platinic : وابسته به پلاتين

platiniferous : پلاتين دار

platinium : علوم هوايى : پلاتين

platinize : با پلاتين و ترکيبات ان مخلوط کردن يا اندودن ،پلاتين روى چيزى کشيدن

platinoid : شبيه پلاتين

platinotype : (عکاسى )عکاسى بوسيله املاح پلاتين

platinous : محتوي پلاتين

platinum : پلاتين

platinum blonde : داراى موى زرد مايل به سفيد،داراى موى نقره فام

platinum metal : ترکيب نيکل و روى و مس که تا اندازه اى خواص پلاتين راپيدا ميکند

platinum sponge : اسفنج طلاى سفيد

platinum iridium alloy : الکترونيک : الياژ پلاتين - ايريديم

platitude : بيمزگى ،بياتى ،پيش پاافتادگى ،ابتذال

platitudinarian : ادم بيمزه ،عارى از لطف و مزه ،مبتذل

platitudinize : بيمزگي کردن

platitudinous : بيمزه ،مبتذل ،تکرارى و پيش پا افتاده کردن

Plato : افلاطون

platonic : افلاطوني

platonic cycle or year : مدت گردش اجرام اسمانى در همه مدارهاى خود وبرگشت انهابوضوح نخستين

platonic love : روانشناسى : عشق افلاطونى

platonism : فلسفه افلاطون

platonist : پيرو افلاطون ،طرفدارعشق بى الايش

platonize : پيروى از روش افلاطونى ،استدلال فلسفى افلاطونى کردن ،پيرو فلسفه ايده الى شدن

platoon : رسد

platoon leader : علوم نظامى : فرمانده دسته

platten : اهن فشار،استوانه

platting : حصير بافته براى کلاه سازى

platy : شبيه بشقاب

platycephalic : پهن سر،سر پهن

platycephalous : سر پهن ،پهن سر

platycephaly : روانشناسى : پهن سرى

platyhelminth : (ج.ش ).جنسى از کرمهاى پهن ،پهن کرم

platypus : (ج.ش ).پستاندار ابزى و منقاردار و صدفخوار جنوب استراليا

platyrrhine : داراى بينى پهن و کوتاه ،پهن بينى

plaudit : صداي آفرين , هلهله شادي

plausibility : باورکردنى و معقول بودن

plausible : قابل استماع , حق بجانب , باورکردني

plausibly : بطور حق بجانب يا موجه نما

plausive : تمجيد آميز

play : پيس , نمايشنامه , سرگرمي مخصوص , بازي کردن , موسيقي نواختن , ضرب گرفتن , زدن , نوازيدن , خوشي کردن , ساز زدن , لهو , مضراب زدن , ايفا کردن , لعب , بازي

play a joke : حيله شوخى اميز بکار بردن

play a legal trick : قانون ـ فقه : کلاه شرعى سر چيزى گذاشتن

play a trick on : قانون ـ فقه : حيله زدن به

play at : بطور غير جدى مشغول کارى شدن ،وانمود کردن

play away : به بازى گذراندن ،باختن

play cards : ورق بازي کردن

play club : دربازى گلف چوگان ،نوک چوبى

play control foul : ورزش : خطا روى حريف بدون توپ

play day : روزبيکارى يا تعطيل

play down : ورزش : بازى در وقت اضافه

play fair : مردانه معامله کردن ،مردانه بازى کردن

play fellow : همبازى کودکان

play football : فوتبال بازي کردن

play for one : ورزش : حفظ توپ

play foul : ناجوانمردانه رفتار کردن

play games : ادا و اطوار درآوردن

play havoc among : قانون ـ فقه : از بين بردن

play marker : ورزش : طراح حمله

play marking : ورزش : حرکات تهاجمى

play on words : جناس ،تجنيس

play the field : ورزش : شرط بندى روى همه

play the hypocrite : قانون ـ فقه : تدليس کردن

play therapy : روانشناسى : بازى درمانى

play thing : آلت بازي

play through : ورزش : رد شدن گلف باز يا گروه در زمين از بازيگر کند

play up : اطمينان دادن به ،تاکيد کردن

play up to : پشتيبانى کردن از

play upon words : جناس بکار بردن

play with : ور رفتن , انگلک کردن

play bill : اگهى نمايش ،اعلان نمايش

play offs : ورزش : مسابقه هاى حذفى پايان فصل

playable : زدني

playact : در تاتر بازى کردن ،هنرپيشه شدن ،رل بازى کردن ،رفتار متظاهر داشتن ،بخود بستن

playback : باز نواختن , بازنواخت

playbill : برنامه نمايش

playbook : ورزش : دفترچه حاوى کروکى مانورها

playboy : جوان دخترباز , جوان عياش

playdown : اهميت ندادن ،تنزل دادن ،کوچک کردن

played : نواخته

played out : وامانده ،خسته ،از کارافتاده

player : نوازنده , بازيکن

player coach : ورزش : مربى

player piano : پيانو خودکار

players : ورزش : بازيگران

playfellow : همبازى

playful : بازيگوش

playfully : بشوخى ،با خنده و بازى

playfulness : بازيگوشي

playgame : بازيچه

playgoer : نمايشرو

playground : زمين بازي , تفريحگاه

playground ball : ورزش : توپ پلاستيکى کودکان

playhouse : تاتر،نمايشگاه ،اطاق بازى بچه ،اطاق عروسک بچه

playind card : ورق گنجفه

playing area : ورزش : محدوده زمين

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مقاله ترجمه شده رفتار کمانشی خمشی ستون هایی با مقطع قوطی شکل فولادی ضدزنگ جوشی قابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
مقاله ترجمه شده مکانیزم شکست بتن قابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
مقاله ترجمه شده طراحی و کاربرد هنر الگوی فرکتال در طراحی مدقابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
مقاله ترجمه شده ارزیابی خطر زلزله برای لوله های نفت و گازقابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
مقاله ترجمه شده دوغاب ریزی در مهندسی ژئوتکنیکی قابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
مقاله ترجمه شده مشکلات کمر (مزمن) قابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
"مقاله ترجمه شده دیوار های شمع درجا، دیوار های دیافراگم، دیوارهای جدا کننده قابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی"
مقاله ترجمه شده سپر کوبی برای بنادر و آب راه ها قابل ویرایش با فرمت doc به همراه اصل مقاله انگلیسی
طرح توجیهی تولید نان فانتزی با ظرفیت 750 تن در سال
طرح توجیهی تولید نخ متوسط تا ضخیم از ضایعات نساجی با ظرفیت 150 تن در سال
طرح توجیهی تولید و بسته بندی سس مایونز با ظرفیت 171 تن در سال
طرح توجیهی تولید و بسته بندی ماست پاستوریزه با ظرفیت 800 تن در سال
طرح توجیهی تولید و بسته بندی نمک ید دار با ظرفیت 4000 تن در سال
طرح توجیهی تولید و مونتاژ کامپیوتر با ظرفیت 250 دستگاه در سال
طرح توجیهی جمع آوری شیر با ظرفیت 8.5 تن در روز
طرح توجیهی قالب های صنعتی با ظرفیت 40 دست در سال
دانلود پاورپوینت فراگرد ارتباطات(فصل یازدهم کتاب مبانی مدیریت رفتار سازمانی دکتر رضائیان)
پیشینه و مبانی نظری تحقیق اضطراب
پیشینه و مبانی نظری تحقیق پرخاشگری