لغات مشابه
plate press : الکترونيک : پرس صفحه باترى

plate proof : نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده

plate puller : الکترونيک : انبر صفحه باترى

plate pulsing : الکترونيک : ضربه گرى صفحه اند

plate rack : جايى که بشقاب هامى گذارند خشک شود

plate rheostat : الکترونيک : رئوستاى صفحه اى

plate roll : علوم مهندسى : غستگاه نورد صفحه

plate rolling mill : علوم مهندسى : نوردکارى صفحه

plate shears : علوم مهندسى : قيچى ورق بر

plate spring : علوم مهندسى : فنر بشقابکى

plate strap : الکترونيک : تسمه صفحه

plate valve : علوم مهندسى : سوپاپ بشقابکى

plate with gold : زر اندود کردن

plate edge planer : علوم مهندسى : دستگاه تراش ويژه لبه هاى ورقهاى فلزى

plateau : زمين مسطح , دشت مرتفع , فلات

plated : اندوده

plated wire memory : حافظه سيمى اندوده

plateform : بلندي قسمتي , سطح فکر , سطح مذاکره

plateform car : )flatcar(واگن بارى بدون ديوار راه اهن

plateform scale : قپان سکوب دار

plateful : بقدر يک بشقاب

platelet : گرده خون

platelike : بشقاب مانند

plater : صفحه فلزي ساز

platform : سکو , تختگاه , بارانداز , صفه

platform car : واگن بى لبه

platform independence : کامپيوتر : استقلال پايه اى

platiforming : شيمى : تبديل با پلاتين

platina : پلاتين يا طلاى سفيد طبيعى ،برنگ طلاى سفيد

plating : آبکاري فلزي

plating dynamo : الکترونيک : دينام ابکارى

platinic : وابسته به پلاتين

platiniferous : پلاتين دار

platinium : علوم هوايى : پلاتين

platinize : با پلاتين و ترکيبات ان مخلوط کردن يا اندودن ،پلاتين روى چيزى کشيدن

platinoid : شبيه پلاتين

platinotype : (عکاسى )عکاسى بوسيله املاح پلاتين

platinous : محتوي پلاتين

platinum : پلاتين

platinum blonde : داراى موى زرد مايل به سفيد،داراى موى نقره فام

platinum metal : ترکيب نيکل و روى و مس که تا اندازه اى خواص پلاتين راپيدا ميکند

platinum sponge : اسفنج طلاى سفيد

platinum iridium alloy : الکترونيک : الياژ پلاتين - ايريديم

platitude : بيمزگى ،بياتى ،پيش پاافتادگى ،ابتذال

platitudinarian : ادم بيمزه ،عارى از لطف و مزه ،مبتذل

platitudinize : بيمزگي کردن

platitudinous : بيمزه ،مبتذل ،تکرارى و پيش پا افتاده کردن

Plato : افلاطون

platonic : افلاطوني

platonic cycle or year : مدت گردش اجرام اسمانى در همه مدارهاى خود وبرگشت انهابوضوح نخستين

platonic love : روانشناسى : عشق افلاطونى

platonism : فلسفه افلاطون

platonist : پيرو افلاطون ،طرفدارعشق بى الايش

platonize : پيروى از روش افلاطونى ،استدلال فلسفى افلاطونى کردن ،پيرو فلسفه ايده الى شدن

platoon : رسد

platoon leader : علوم نظامى : فرمانده دسته

platten : اهن فشار،استوانه

platting : حصير بافته براى کلاه سازى

platy : شبيه بشقاب

platycephalic : پهن سر،سر پهن

platycephalous : سر پهن ،پهن سر

platycephaly : روانشناسى : پهن سرى

platyhelminth : (ج.ش ).جنسى از کرمهاى پهن ،پهن کرم

platypus : (ج.ش ).پستاندار ابزى و منقاردار و صدفخوار جنوب استراليا

platyrrhine : داراى بينى پهن و کوتاه ،پهن بينى

plaudit : صداي آفرين , هلهله شادي

plausibility : باورکردنى و معقول بودن

plausible : قابل استماع , حق بجانب , باورکردني

plausibly : بطور حق بجانب يا موجه نما

plausive : تمجيد آميز

play : پيس , نمايشنامه , سرگرمي مخصوص , بازي کردن , موسيقي نواختن , ضرب گرفتن , زدن , نوازيدن , خوشي کردن , ساز زدن , لهو , مضراب زدن , ايفا کردن , لعب , بازي

play a joke : حيله شوخى اميز بکار بردن

play a legal trick : قانون ـ فقه : کلاه شرعى سر چيزى گذاشتن

play a trick on : قانون ـ فقه : حيله زدن به

play at : بطور غير جدى مشغول کارى شدن ،وانمود کردن

play away : به بازى گذراندن ،باختن

play cards : ورق بازي کردن

play club : دربازى گلف چوگان ،نوک چوبى

play control foul : ورزش : خطا روى حريف بدون توپ

play day : روزبيکارى يا تعطيل

play down : ورزش : بازى در وقت اضافه

play fair : مردانه معامله کردن ،مردانه بازى کردن

play fellow : همبازى کودکان

play football : فوتبال بازي کردن

play for one : ورزش : حفظ توپ

play foul : ناجوانمردانه رفتار کردن

play games : ادا و اطوار درآوردن

play havoc among : قانون ـ فقه : از بين بردن

play marker : ورزش : طراح حمله

play marking : ورزش : حرکات تهاجمى

play on words : جناس ،تجنيس

play the field : ورزش : شرط بندى روى همه

play the hypocrite : قانون ـ فقه : تدليس کردن

play therapy : روانشناسى : بازى درمانى

play thing : آلت بازي

play through : ورزش : رد شدن گلف باز يا گروه در زمين از بازيگر کند

play up : اطمينان دادن به ،تاکيد کردن

play up to : پشتيبانى کردن از

play upon words : جناس بکار بردن

play with : ور رفتن , انگلک کردن

play bill : اگهى نمايش ،اعلان نمايش

play offs : ورزش : مسابقه هاى حذفى پايان فصل

playable : زدني

playact : در تاتر بازى کردن ،هنرپيشه شدن ،رل بازى کردن ،رفتار متظاهر داشتن ،بخود بستن

playback : باز نواختن , بازنواخت

playbill : برنامه نمايش

playbook : ورزش : دفترچه حاوى کروکى مانورها

playboy : جوان دخترباز , جوان عياش

playdown : اهميت ندادن ،تنزل دادن ،کوچک کردن

played : نواخته

played out : وامانده ،خسته ،از کارافتاده

player : نوازنده , بازيکن

player coach : ورزش : مربى

player piano : پيانو خودکار

players : ورزش : بازيگران

playfellow : همبازى

playful : بازيگوش

playfully : بشوخى ،با خنده و بازى

playfulness : بازيگوشي

playgame : بازيچه

playgoer : نمايشرو

playground : زمين بازي , تفريحگاه

playground ball : ورزش : توپ پلاستيکى کودکان

playhouse : تاتر،نمايشگاه ،اطاق بازى بچه ،اطاق عروسک بچه

playind card : ورق گنجفه

playing area : ورزش : محدوده زمين

playing card : ورق بازي , ورق

playing field : ميدان بازي

playing time : ورزش : مدت بازى

playing court : ورزش : زمين بازى

playlet : نمايش کوتاه

playmate : همبازي

playsome : بازيگوش ،سربهوا

playsuit : لباس ورزش

plaything : بازيچه

playtime : هنگام بازي

playwright : نمايشنامه نويس

plaza : ميدان

plea : استدعا , وعده مشروط , عرضحال

Plea : تقاض

Plea : تقاض

plea in abatement : قانون ـ فقه : دفاعى که باعث معلق ماندن يا به تعويق افتادن دعوى خواهان شود

plea of tender : قانون ـ فقه : اعلام امادگى خوانده به اداى دين خواهان در دادگاه

pleach : درهم پيچيدن

plead : عرضحال دادن

plead for justice : دادخواهي کردن

plead for the widow : در حق بيوه زنان دادخواهى کنيد

plead guilty : اقرار به جرم کردن

plead of justice : قانون ـ فقه : دادخواستن

plead quilty : قانون ـ فقه : اقرا به جرم کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

طراحی دیفرانسیل در سالیدورک
طرح هواپیما dassault rafale با سالیدورک
طرح هواپیما dassault rafale با سالیدورک
مدل آماده هواپیما جنگنده F16
مدل آماده هواپیما جنگنده F16 در سالیدورک
مدل آماده موتور 12 سیلندر V شکل
مدل آماده موتور 12 سیلندر V شکل
طراحی جعبه دنده سیاره ای در سالیدورک
طراحی توربوفن جت در کتیا
مدل سه بعدی گریپر ربات
هنر قلمكاری در ایران
هنر انتزاعی
زمینه‌ها و چگونگی جنگ‌های رِدّه
بررسی افكار و احوالات امین الدوله
نظام دیوانی ساسانیان و صاحب منصبان عالی مقام(از آغاز دورة ساسانیان تا بهرام پنجم)
دانلود گزارش کارآموزی در اداره برق
بررسی استانداردهای فضای سبز شهری و پاركهای شهر اهواز
نمونه سوالات استخدامی دستگاه های اجرایی خوشه امور اداری به همراه پاسخنامه
نمونه سوالات استخدامی دستگاه های اجرایی خوشه کارشناس تحلیلگر و برنامه نویس سیستم به همراه پاسخنامه