لغات مشابه
plough monday : نخستين دوشنبه پس از خاج شويان

plough land : زمين شخم زده

ploughed : شيار دار کردن , شخمزده , شياردار کردن , شياردار

ploughing device : جغ

ploughing ox : ورزکار،ورزاد،ورزا،گاو کار

ploughman : شخم زن ،روستا،کشاورز

ploughshare : گاوآهن

ploughter : شخم زن ،شخم کار

plover : مرغ باران

plow : گاو آهن , سختي جلو رفتن

plow back : عايدات حاصله از کسب وکار را براى سرمايه گذارى مجدد کنار گذاردن

plow under : ناپديدساختن ،بخاک سپردن ،مستولى شدن بر

plowable : قابل شخم زدن

plowhead : چارچوبى که گاو اهن بدان متصل ميشده ،ميله اهنى گاو اهن

plowshare : تيغه خيش , آهن خيش

ploy : تمهيد

pluck : ناگهان کشيدن , پر کندن

pluck hair : مو کندن

plucked : پرکنده

plucker : ماشين الياف بازکن پشم

plucky : پردل ،باشهامت ،دلير،ترد،شکننده

plug : دوشاخه , دو شاخه

plug and socket : علوم مهندسى : دوشاخه و پريز

plug and socket connection : علوم مهندسى : اتصال دوشاخه و پريز برق

plug box : علوم مهندسى : پريز

plug compatible manufacurer : کامپيوتر : شرکت توليدکننده تجهيزات کامپيوترى که بدون نيازمندى به رابطهاى سخت افزارى يا نرم افزارى اضافى مى تواند به سيستم کامپيوترى موجود وصل شود

plug contact : علوم مهندسى : کنتاکت دوشاخه

plug fuse : الکترونيک : فيوز فشنگى

plug in : به پريز زدن

plug key : کليد( درتلفن)

plug mill : علوم مهندسى : دستگاه نورد توپى

plug nozzle : علوم هوايى : نازلى در موتورهاى راکت با محفظه احتراق حلقوى و پيچشى

plug spanner : علوم مهندسى : اچار شمع

plug switch : الکترونيک : کليد دو شاخه اى

plug tap : علوم مهندسى : قلاويز ثانى

plug ugly : (امر-.د.گ-.ز.ع ).اراذل ،اوباش

plug weld : علوم مهندسى : جوش مسدود

plug welding : علوم مهندسى : جوشکارى مسدود

plug in coil : الکترونيک : پيچک دو شاخکى

plum : گوجه , آلو

آخرین لغات شما
:

:

:

:

: