معنی pole plate

pole plate
حمال تير شيروانى که سرلاپه هارا نگاه ميدارد
کلمات مشابه

pole post clamp : علوم مهندسى : ترمينال

pole sitter : راننده نزديک به نرده داخلى در مسير

pole strength : الکترونيک : شدت قطب

pole tips : الکترونيک : نوکهاى قطب

pole vault : بانيزه پريدن

pole vaulter : ورزش : پرنده با نيزه

pole vaulting : ورزش : پرش با نيزه

pole changing motor : علوم مهندسى : موتور با قطبهاى قابل تعويض

pole changing switch : علوم مهندسى : کليد تعويض قطب

poleax : با تبرزين زدن

poleaxe : )=poleax(تبرزين جنگى ،با تبرزين زدن

polecat : (ج.ش ).موش خرماى وحشى اروپايى

polemarch : سرکرده سوم از نه تن سر کرده که خدمات لشگرى انجام ميداند

polemast : علوم دريايى : دکل يکپارچه

polemic : جدلي کردن , اهل جدل

polemical : مجادله آميز

polemically : ازراه مجادله يا سيتزه بطور مباحثه

polemicist : )polemical(جدلى ،اهل بحث وجدل

polemicize : )=polemize(بحث وجدل کردن ،جدلى کردن

polemist : اهل بحث وجدل ،جدلى

معنی pole plate به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی