معنی polynomial function

polynomial function
تابع چند جمله اى
کلمات مشابه

polynominal : علوم مهندسى : چند جمله اى

polynonamethylene urea : شيمى : پلى نونامتيلن اوره

polynucleotide : شيمى : پلى نوکلئوتيد

polynya : )polynia(منطقه اب ازاد در يک درياى يخ

polyoestrous : )polyestrous(داراى بيش از يک وهله جفت گيرى در سال

polyol : شيمى : پلى ال

polyonging : بکار بردن چند نام براى يک چيز

polyonymous : داراى چند نام

polyonymy : علوم مهندسى : بکار بردن چند نام براى يک چيز

polyopia : روانشناسى : چند بينى

polyorlon : شيمى : پلى اورلون

polyp : پوليپ , پليپ , بواسير لحمي

polypary : ساق يا پايه اى که چندين مرجان روى ان قرار مى گيرند،پايه چند مرجان

polyperlon : شيمى : پلى پرلون

polypetalous : جدا گلبرگ

polyphagous : بسيار غذا

polyphase alternator : الکترونيک : تناوب گر چندفازى

polyphase circuit : الکترونيک : مدار چندفاز

polyphase current : الکترونيک : جريان چندفاز

polyphase earth : علوم مهندسى : اتصال زمين دوبل

معنی polynomial function به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی