لغات مشابه
post exilic : وابسته به پس از جلاى بابل

post fix : در پايان واژه چسباندن

post free : )=postpaid(بدون نياز به تمبر زدن

post general : رئيس اداره پست ،رئيس کل پست

post glacial : وابسته بزمانهاى پس از دوره يخ ،تازه

post haste : با شتاب فراوان ،بسرعت ،شتاب فراوان

post hoc : (لاتين )پس از اين

post horse : اسب چاپارى

post implementation review : کامپيوتر : ارزيابى يک سيستم پس از اين که براى چندين ماه مورد استفاده قرار گرفته است

post indexing : شاخص گذارى بعدى ،فهرست سازى بعدى

post juvenal : بعد از جوانى

post keynesian economists : بازرگانى : اقتصاددانان پس از کينز

post litem motam : قانون ـ فقه : پس از طرح دعوى

post matter : چيزهاى پستى ،محمولات پستى

post meridian (pm) : علوم دريايى : بعد از ظهر

post meridiem : بعداز ظهر،پس از نصف النهار

post natal : واقع شونده پس از تولد

post nuptial : قانون ـ فقه : بعد از ازدواج

post obit : قابل اجرا پس از مرگ ،بعد از فوت

post of duty : قانون ـ فقه : پاسگاه

post office : چاپارخانه , پستخانه

post office order : چک يا حواله پستى

post oral : پشت دهنى

post order : حواله پستى

post paid : (درباب نامه اى گفته ميشود )که پول پست ان از پيش پرداخت شده باشد

post parade : ورزش : رژه اسبها تا محل شروع

post position : ورزش : محل اسب در شروع

post processing : پس پردازش

post race : ورزش : مسابقه اى که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت مى کند

post restante : پست رستانت ،پست رستان

post road : (م.م ).جاده پستى ،جاده چاپارخانه دار

post time : ورزش : زمان شروع اسبدوانى

post town : شهرى که پستخانه مستقل دارد

post union : اتحاد پستى بين المللى

post war consumption functions : بازرگانى : توابع مصرف پس از جنگ جهانى دوم

post chaise : درشکه پستى

post date : عقب تر گذاشتن تاريخ

post deflection acceleration : الکترونيک : شتاب ثانوى

post deflection focusing : الکترونيک : تمرکز پس از انحراف

post multiplication : روانشناسى : پس ضرب

post tensioning : عمران : پيش تنيدگى ناشى از کشش ارماتورهائى که بعد از بتن ريزى تحت کشش قرارگرفته و روى بتن عمل امده و سخت شده اتکاء دارد

post test : روانشناسى : پس ازمون

post transition metals : شيمى : فلزات پس واسطه

post traumatic stress disorder : روانشناسى : اختلال فشار روانى پس اسيبى

post treatment follow up : روانشناسى : پيگيرى پس از درمان

postage : ارسال پست , تمبر پستي , پول پست , مخارج پستي

postage stamp : تمبر پست

postal : پستي

postal chess : ورزش : شطرنج مکاتبه اى

postal match : ورزش : مسابقه اى که در محل انجام مى شود و نتيجه ان با پست نزد داوران ارسال مى گردد

postal service : نامه رساني

postalite : ورزش : شطرنج باز مکاتبه اى

postaxial : درپشت محور بدن

postbellum : (امر ).پس از جنگ

postbox : )=mailbox(صندوق پست

postcard : بوسيله کارت پستال مکاتبه کردن

postcardinal : (تش-.ج.ش ).واقع در پشت قلب

postclassical : مربوط به دوره بعد از کلاسيک

postconsonantal : (د ).بلافاصله بعد از حرف بيصدا

postdate : بتاريخ ماقبل نوشتن ،تاريخ ماقبل

postdated cheque : قانون ـ فقه : چک وعده دار

postdiluvian : (ز.ش ).وابسته به بعد از طوفان ،بعد از طوفان نوح

postdoctoral : پس از دکترا،مربوط به دوره فوق دکترا،درجه فوق دکترى

poster : پوستر , اعلان دستي

poster color : شيشه محتوى ابرنگ وخمير رنگ

posterestante : (م.ل ).پستى که در پستخانه ميماند تاگيرنده براى دريافت ان مراجعه کند،پست رستان

posterior : خلفي , پسين , عقب تر , پسي , ديرتر

posteriori : ازراه استقرار،با پى بردن از معلول بعلت ،استقرائى ،لمى

posteriori reasoning : قانون ـ فقه : استقراء

posteriority : تاخر،عقب ترى

posteriorly : از پس ،از عقب

posteriors : سرين ،کفل ،دبر

posterity : آيندگان , اعقاب , اخلاف

postern : درب عقبى ،راه فرار،واقع در عقب ،خلفى

postexilic : (درتاريخ يهود )وابسته به دوره بعد از اسارت يهود در بابل

postform : (بعد از ورقه کردن )بشکلى دراوردن ،فرم دادن

postglacial : وابسته بدوره بعد از عصر يخ بندان

postgraduate : دانش آموخته

posthaste : دواسبه , سريع السير

posthumous : متولد شده پس از مرگ پدر( درمورد طفل)،منتشر شده پس از مرگ نويسنده

posthumous child : سرخور

posthumous fame : شهرت پس از مرگ

posthumously : پس از مرگ

posthypnotic : ناشى از اثرات بعدى خواب مغناطيسى

posthypnotic amnesia : روانشناسى : يادزدودگى پس هيپنوتيسمى

posthypnotic suggestion : روانشناسى : تلقين پس هيپنوتيسمى

postiche : متن اضافي , کلاه گيس , زيور اضافي

posticous : پسين ،عقبى

postil : حاشيه ،تفسير کتاب مقدس

postil(l)ion : جلو دار،کسيکه روى اسب چپ گردونه اى سوار ميشود

postilion : )postillion(راهنما يا يساول پست ،پيشرو،منادى ،نوعى کلاه زنانه

postillion : )postilion(راهنما يا يساول پست ،پيشرو،منادى ،نوعى کلاه زنانه

postimpressionism : سبک هنرى تجسم عين مناظر( مثل سبک هنرى کوبيسم)

posting : تعيين محل ماموريت ،ثبت در دفتر

postliminy or minium : حق دوباره يدست اوردن امتيازات و حقوق کشورى

postlude : قطعه موسيقى پايان ،اخر

postman : پستچي

postmark : مهر باطله تمبر پست ،تمبر را بوسيله مهر باطل کردن ،اثر مهر تمبر

postmaster : رئيس پست خانه

postmastership : رياست پست

postmeridian : بعد از ظهر،وابسته به بعد از نصف النهار

postmeridiem : بعداز ظهر،پس از نيمروز( مخفف ان)p.m

postmillenarian : )=postmillennialist(معتقد به ظهور ثانوى مسيح پس از هزار سال

postmillennialist : )=postmillenarian(معتقد به ظهور ثانوى مسيح پس از هزار سال

postmistress : رئيسه پست خانه

postmortem dump : روگرفت پس از واقعه

postmortem examination : معاينه پس از مرگ

postnasal : واقع در يا مربوط به عقب بينى ،فلش پشت سوراخ بينى سوسمار

postnasal drip : ابريزش از عقب بينى

postnormalization : پس هنجارسازى

postnuptial : وابسته به بعد از عروسى

postoperative : پس از عمل جراحى

postorbital : (تش ).واقع در پشت کاسه چشم

postpaid : مخارج پستى قبلا پرداخت شده ،پاکت تمبردار يا امانتى که قبلا مخارج پست ان پرداخت ميشود

postpartum : (لاتين )پس از وضع حمل

postpartum depression : روانشناسى : افسردگى پس زايمانى

postponable : بتاخير انداختنى

postpone : عقب انداختن , معوق کردن , بتعويق انداختن , تعويق کردن , تاخيرا کردن , به تعويق انداختن , عقبانداختن , موکول کردن , موکول ببعد کردن

postponed : معوق , موخر

postponement : تعويق , تاخير

postponemnet of inception : بازرگانى : تعويق شروع کار

postponer : تاخير انداز

postposition : لفظ الحاقى که تکيه نداشته باشد

postpositive : الحاقى و بى تکيه

postpositive preposition : حرف اضافه الحاقى

postprandial : بعد از نهار،بعد از ضيافت ،بعد از صرف شام

postprecipitation : شيمى : پس رسوبى

postremity principle : روانشناسى : اصل پس ايندى

postscript laser printer : کامپيوتر : چاپگر ليزرى پست اسکريپت

postseason : ورزش : بعد از پايان فصل

postsynaptic : روانشناسى : پس سيناپسى

postsynaptic membrance : روانشناسى : غشاء پس سيناپسى

posttensioning : معمارى : پس کشيده

posttraumatic : پس ضربه اى ،واقع شونده پس از تصادف يا ضربه

postulancy : تقاضاى ورود بدين يا جمعيتى تازه ،جديد الورودى ،کانديد،نامزد انجام امرى

postulant : نامزد جديد

postulate : مسلم فرض کردن

postulation : بديهي شمردن

postural : وضعى ،کيفيتى

postural reflexes : روانشناسى : بازتابهاى وضعى

posture : پز

postvocalic : بلافاصله بعد از حرف با صدا

postwar : بعد از جنگ

postward : ورزش : بسوى محل شروع اسب دوانى

posy : کلمات حک شده بر انگشترى ،دسته گل

pot : مواد مخدره , تيان , ديگ , درگلدان گذاشتن

pot annealing : معمارى : بازپخت

pot annealing furnace : علوم مهندسى : کوره التهاب کفچه اى

pot boiler : کار ادبى يا صنعتى که تنهابراى نان دراوردن دنبال شود

pot boy : پادو فاحشه خانه

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:



دانلود ترجمه کتاب read this 1

آموزش سریع ۵۰۴ لغت ضروری