معنی postalite

postalite
ورزش : شطرنج باز مکاتبه اى
کلمات مشابه

postaxial : درپشت محور بدن

postbellum : (امر ).پس از جنگ

postbox : )=mailbox(صندوق پست

postcard : بوسيله کارت پستال مکاتبه کردن

postcardinal : (تش-.ج.ش ).واقع در پشت قلب

postclassical : مربوط به دوره بعد از کلاسيک

postconsonantal : (د ).بلافاصله بعد از حرف بيصدا

postdate : بتاريخ ماقبل نوشتن ،تاريخ ماقبل

postdated cheque : قانون ـ فقه : چک وعده دار

postdiluvian : (ز.ش ).وابسته به بعد از طوفان ،بعد از طوفان نوح

postdoctoral : پس از دکترا،مربوط به دوره فوق دکترا،درجه فوق دکترى

poster : پوستر , اعلان دستي

poster color : شيشه محتوى ابرنگ وخمير رنگ

posterestante : (م.ل ).پستى که در پستخانه ميماند تاگيرنده براى دريافت ان مراجعه کند،پست رستان

posterior : خلفي , پسين , عقب تر , پسي , ديرتر

posteriori : ازراه استقرار،با پى بردن از معلول بعلت ،استقرائى ،لمى

posteriori reasoning : قانون ـ فقه : استقراء

posteriority : تاخر،عقب ترى

posteriorly : از پس ،از عقب

posteriors : سرين ،کفل ،دبر

معنی postalite به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی