صفحه اصلی

posterior
خلفي , پسين , عقب تر , پسي , ديرتر
کلمات مشابه

posteriori : ازراه استقرار،با پى بردن از معلول بعلت ،استقرائى ،لمى

posteriori reasoning : قانون ـ فقه : استقراء

posteriority : تاخر،عقب ترى

posteriorly : از پس ،از عقب

posteriors : سرين ،کفل ،دبر

معنی posterior به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود جزوه مجموعه های فازی
دانلود جزوه چرخه عمر و امکانسنجی پروژه
دانلود جزوه مفاهیم سیستمها و محدوده سیستم های اطلاعاتی
دانلود جزوه درس استاتیک