معنی posterity

posterity
آيندگان , اعقاب , اخلاف
کلمات مشابه

postern : درب عقبى ،راه فرار،واقع در عقب ،خلفى

postexilic : (درتاريخ يهود )وابسته به دوره بعد از اسارت يهود در بابل

postform : (بعد از ورقه کردن )بشکلى دراوردن ،فرم دادن

postglacial : وابسته بدوره بعد از عصر يخ بندان

postgraduate : دانش آموخته

posthaste : دواسبه , سريع السير

posthumous : متولد شده پس از مرگ پدر( درمورد طفل)،منتشر شده پس از مرگ نويسنده

posthumous child : سرخور

posthumous fame : شهرت پس از مرگ

posthumously : پس از مرگ

posthypnotic : ناشى از اثرات بعدى خواب مغناطيسى

posthypnotic amnesia : روانشناسى : يادزدودگى پس هيپنوتيسمى

posthypnotic suggestion : روانشناسى : تلقين پس هيپنوتيسمى

postiche : متن اضافي , کلاه گيس , زيور اضافي

posticous : پسين ،عقبى

postil : حاشيه ،تفسير کتاب مقدس

postil(l)ion : جلو دار،کسيکه روى اسب چپ گردونه اى سوار ميشود

postilion : )postillion(راهنما يا يساول پست ،پيشرو،منادى ،نوعى کلاه زنانه

postillion : )postilion(راهنما يا يساول پست ،پيشرو،منادى ،نوعى کلاه زنانه

postimpressionism : سبک هنرى تجسم عين مناظر( مثل سبک هنرى کوبيسم)

معنی posterity به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی