صفحه اصلی

pre engage
از پيش بکار گماشتن ،تعهد قبلى کردن
کلمات مشابه

pre existent : ازلى

pre fabricated : عمران : پيش ساخته شده

pre game drills : ورزش : تمرينهاى قبل از اغاز مسابقه

pre heat : علوم مهندسى : حرارت دادن مقدماتى

pre heating time : الکترونيک : مدت گرم شدن

معنی pre engage به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق توانمندسازی روانشناختی کارکنان
دانلود مبانی نظری تحقیق فلسفه آموزش و پرورش
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق آموزش فلسفه برای کودکان
دانلود نقشه 3 بعدی کامل پل کابلی در اتوکد