معنی preconditioning

preconditioning
روانشناسى : پيش شرطى کردن
کلمات مشابه

preconidtion : قبلا شرط کردن , شرط مقدمه

preconize : بعموم معرفى کردن ،نزد همه ستودن ،بنام فراخواندن

preconscious : روانشناسى : نيمه هشيار

preconsclous : نيم اگاه ،قبل از هوشيارى ،قبل از خود اگاهى

precontract preparations : معمارى : تهيه اسناد قرارداد

precordial : واقع در پيش دل

precostal : واقع در پيش دنده ها

precracking : شيمى : پيش کراکينگ

precrastinative : مسامحه کننده ،مسامحه کار،مبنى بر مسامحه يا تعلل

precritical : مقدمه بحران

precursive : مقدماتى ،از پيش خبر دهنده

precursors : متقدمين

precursory : وابسته به پيشرو بودن

precussion detonator : علوم نظامى : چاشنى ضربتى يا دنگى

predaceous : )=predacious(شکارى ،تغذيه کننده از شکار،شکارچى

predacious : )=predaceous(شکارى ،تغذيه کننده از شکار،شکارچى

predacity : صيادى ،طعمه جويى

predate : )antedate(قبل از موقع بخصوص واقع شدن

predatin : صيد،شکار،غارت

predatorial : predator(،)=predatoryدرنده ،غارتگر،يغماگر،تغذيه کننده از شکار

معنی preconditioning به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی