صفحه اصلی

prescind
جدا کردن ،تجزيه کردن ،قطع نظر کردن
کلمات مشابه

prescore : ضبط صدا يا موسيقى فيلم قبل از فيلمبردارى

prescribe : تجويز کردن , نسخه نوشتن , نسخه دادن , مقرر داشتن

prescribe to : قانون ـ فقه : استناد به مرور زمان در اثبات ادعا

prescribed : دستوري , مقرر

prescribed by doctors : تجويز شده پزشکان ،حکيم فرموده

معنی prescind به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود پاورپوینت مقایسه تطبیقی مدیریت استراتژیک فروشگاه زنجیره ای رفاه با فروشگاه زنجیره ای وال مارت
دانلود دانلود پاورپوینت معماری حمام های ایرانی - اسلامی
دانلود دانلود دفترچه آزمون های فراگیر دستگاههای اجرایی همراه با پاسخنامه
دانلود دانلود دفترچه آزمونهای استخدامی بانک سپه به همراه پاسخنامه