معنی present conditions

present conditions
عمران : شرايط فعلى
کلمات مشابه

present debt : قانون ـ فقه : دين حال

present maid prospective bride : دوشيزه امروز عروس فردا

present participle : (د ).وجه وصفى معلوم

present perfect : ماضي نقلي

present perfect tense : ماضى قريب ،ماضى کامل

present progressive : حال استمرارى ،ماضى قريب استمرارى

present tense : زمان حال , زمان حاضر

present time : حالا

present work : عمران : عملياتى که اکنون انجام شده است

presentability : قابليت ارائه

presentable : شايان معرفى ،قابل معرفى ،قابل ارائه ،قابل نمايش ،قابل تقديم

presentably : بطور قابل معرفى ،چنانکه بتوان پيشکش کرد

presentation : عرض , عرضه , تقديم , معرفي

presentation copy : قانون ـ فقه : نسخه قديمى

presentation day : روز دادن درجات در دانشکده

presentation of credentials : قانون ـ فقه : تقديم استوارنامه

presentation of evidance : قانون ـ فقه : ابراز دليل

presentationism : عقيده باينکه چيزهاى واقعى هنگام درک در مغز انسان نمايش داده ميشوند

presentative : قابل تقديم , درک کردني

presented : ارائه شده , مرحمتي , معروظ

معنی present conditions به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی