صفحه اصلی

prominently
بطور پيدا يا اشکارا،برجسته وار
کلمات مشابه

promiscuous : بيقاعده ،بيقيد در امور جنسى

promiscuous bathing : ابتنى زن و مرد باهم

promiscuously : بطور درهم برهم ،بطور هرج و مرج

promise : قول , قول دادن , وعده دادن , وعده کردن , وعده , موعود , عهد , نويد , ميثاق , ذمه

promise breaker : پيمان شکن

معنی prominently به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود میزان ارتقاء بهره وری در شركت وزین بار پس از بكارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM
دانلود نظام پاسخگوئی مبتنی بر عملکرد در بیمارستان حضرت رسول
دانلود طراحی و ساخت شمارنده فرکانس تا یک گیگاهرتز
دانلود تحقیق وضعیت بانكهای خصوصی در ایران