صفحه اصلی

promiscuous
بيقاعده ،بيقيد در امور جنسى
کلمات مشابه

promiscuous bathing : ابتنى زن و مرد باهم

promiscuously : بطور درهم برهم ،بطور هرج و مرج

promise : قول , قول دادن , وعده دادن , وعده کردن , وعده , موعود , عهد , نويد , ميثاق , ذمه

promise breaker : پيمان شکن

promise breaking : پيمان شکن

معنی promiscuous به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود بررسی اجمالی عملكرد توربین های انبساطی رشته آبیاری
دانلود بررسی انواع اضافه ولتاژها در سیستمهای قدرت و علل پیدایش آنها
دانلود بررسی وضعیت بازار سبزیجات خشك (داخلی و خارجی)
دانلود بررسی تاثیر تیتانیم و کربن بر ریزساختار و خواص سایشی کامپوزیت Fe - TiC پروژه كارشناسی علم مواد و متال