معنی recording

recording
ثبت , ضبط
کلمات مشابه

records : سوابق , بايگاني , پرونده

recount : يکايک گفتن , شمارش مجدد

recoupment : کسب مجدد

recourse : توسل

recover : باز يافتن , باز يافت , خوب شدن , بهبودي يافتن

recoverable : بازيافتني

recovery : بازيابي , شفا , بهبود , بازيافت , تشفي

recreation : تفريح , نزهت , تفرج

recreational : تفريحي

recreative : تفريحي

recrimination : اتهام متقابل , تهمت متقابل

recrudesce : برگشتن ،عود کردن

recrudescence : ظهور مجدد

recrudescent : عود کننده

recruit : کارمند تازه , نيروي تازه گرفتن

recruital : بهبودى

recruitment : سرباز گيري , استخدام

recrvdescence : ظهور مجد د،برگشت ،عود

recrystallization : شيمى : تبلور مجدد

rectal : (تش ).وابسته براست روده ،وابسته به معاء غلاظ،وابسته به مقعد

معنی recording به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی