معنی recovery

recovery
بازيابي , شفا , بهبود , بازيافت , تشفي
کلمات مشابه

recreation : تفريح , نزهت , تفرج

recreational : تفريحي

recreative : تفريحي

recrimination : اتهام متقابل , تهمت متقابل

recrudesce : برگشتن ،عود کردن

recrudescence : ظهور مجدد

recrudescent : عود کننده

recruit : کارمند تازه , نيروي تازه گرفتن

recruital : بهبودى

recruitment : سرباز گيري , استخدام

recrvdescence : ظهور مجد د،برگشت ،عود

recrystallization : شيمى : تبلور مجدد

rectal : (تش ).وابسته براست روده ،وابسته به معاء غلاظ،وابسته به مقعد

rectangle : مربع مستطيل , راست گوشه

rectangle of dispersion : علوم نظامى : مستطيل پراکندگى گلوله ها

rectangular : راست گوشه , مربع مستطيل , مستطيلي

rectangular antiprism : شيمى : ضد منشور مستطيل القاعده

rectangular coordinate : معمارى : مختصات متعامد

rectangular coordinate system : کامپيوتر : سيستم مختصاتى مستطيلى

rectangular coordinates : علوم هوايى : دستگاه مختصات راست گوشه

معنی recovery به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی