معنی rectangularly

rectangularly
بشکل راست گوشه
کلمات مشابه

rectifiable : قابل تصحيح يا جبران

rectification : يکسوسازي , راستگري

rectification note : بازرگانى : اصلاحيه

rectification of an alternating current : الکترونيک : يکسوکنندگى جريان متناوب

rectified spirit : شيمى : الکل دو تقطيرى

rectifier : راستگر , يکسوساز

rectifier efficiency : الکترونيک : بازده يکسوکننده

rectifier meter : الکترونيک : سنجه با يکسوکننده

rectifying : علوم هوايى : راستگردى

rectifying valve : علوم هوايى : شير يکسو کننده

rectilineal : داراى خط هاى راست ،راست خط،محدود بخطوط راست

rectilinear distribution : روانشناسى : توزيع خطى هم ارز

rectiliner : ورزش : مستقيم الخط

rectitude : صحت عمل , راست گري

recto : کامپيوتر : صفحه دست راست

rector : کشيش بخش

rectorate : مقام رياست دانشکده يا اموزشگاه ،رياست بنگاه مذهبى

rectorial : وابسته بهrector

rectory : خانه کشيش بخش ،درامد کشيش بخش

rectrix : بانوى کشيش بخش

معنی rectangularly به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی