لغات مشابه
recto : کامپيوتر : صفحه دست راست

rector : کشيش بخش

rectorate : مقام رياست دانشکده يا اموزشگاه ،رياست بنگاه مذهبى

rectorial : وابسته بهrector

rectory : خانه کشيش بخش ،درامد کشيش بخش

rectrix : بانوى کشيش بخش

rectus : (تش ).ماهيچه راست

rectus in curia : قانون ـ فقه : اعاده حق ترافع در دادگاه

recucing slag : علوم مهندسى : سرباره احياء کننده

reculaulation order : کامپيوتر : تنظيم محاسبه مجدد

recumbency : تکيه ،اتکا( با on و)upon ،خميدگى ،تمايل ،استراحت

recumbent : خوابيده ،خم ،(گ.ش ).برزمين گستر

recuperate : نيروي تازه يافتن

recuperation : نيروي تازه

recuperative : بهبودي بخش , اعاده دهنده

recur : تکرار شدن

recurrence : رويدادن مجدد , باز رخدادن , تکرار

recurrenge : وقوع مکرر

recurrent : برگردنده , باز رخداد , عود کننده

recurring costs : کامپيوتر : هزينه هاى تکرار شونده

recurring curve : دايره

recurring decimals : اعشار دورى

recursive : بازگشتي

recursive algorithm : کامپيوتر : الگوريتم بازگشتى

recursive function : تابع بازگشتى

recursive routine : روال بازگشتى

recursivity : بازگشتى بودن ،خاصيت بازگشت

recurvate : کج ،داراى راس منحنى ،برگشته کردن

recurvature : برگشتگى ،دولاشدگى

recurve : برگشته کردن

recusance : )recusancy(سرپيچى ،امتناع از حضور در مجالس عبادت

recusance or sancy : مخالفت( باکليساى رسمى انگليس) ،سرپيچى ،تمرد

recusancy : )recusance(سرپيچى ،امتناع از حضور در مجالس عبادت

recusant : ممتنع ،متمرد

recusatio judicis : قانون ـ فقه : رد قاضى

recvery : بهبودى ،بازيافت ،استرداد،وصول ،جبران ،بخودايى

recvperate : جبران خسارت کردن ،بهبودى يافتن ،بحال امدن

recvrvature : برگشتگى ،دولا شدگى

recycle ratio : شيمى : نسبت بازگردانى

red : احمر , سرخ , محمر , حمرا , قرمز , مهمره

red a : راسخت ،روسوخته

red antimony : روي سوخته , راسخت

Red Army : ارتش سرخ

red beech : الش

red blooded : نيرومند،شهوانى

red book : کتاب سرخ

red brittleness : علوم مهندسى : شکستگى سرخ

red carpet : (مج ).تشريفات و احترامات رسمى

red cent : پول سياه ،بشيز

red clause credit : بازرگانى : اعتبار با ماده قرمز

red clover : (گ.ش ).شبدرچمنى

red coals : زغال سرخ يا تابيده

red colored : برنگ قرمز

red concept : علوم نظامى : جدا کردن وسايل مخابراتى ارسال پيامهاى طبقه بندى شده و رمز از وسايل ارسال پيامهاى کشف

red cross : صليب سرخ

red currant : انگورفرنگى

red day : روز تعطيل ،روز يادگارى

red eye : ويسکي ارزان

red flag : ورزش : پرچم قرمز اتومبيل رانى

red gaint : نجوم : غول سرخ

red gold : زر،پول

red green blue monitor : کامپيوتر : مانيتور قرمز - سبز - ابى

red gun : الکترونيک : لوله پرتاب سرخ

red hardness : علوم مهندسى : سختى گرم سرخ

red heat : برافروختگى

red herring : (ج.ش ).شاه ماهى سرخ ،موضوع مطرح شده براى فرار از طرح موضوع مورد بحث ،(ز.ع ).پى نخود سياه فرستادن

red hot : تفته ،تاب امده ،عصبانى ،تازه

red lead : سرنج

red lead ore : معمارى : سرخ سرب

red lead putty : بطانه سرنج

red letter : با حروف قرمز،مربوط به روزهاى تعطيل و اعياد،مخصوص ايام خوشحالى ،فراموش نشدنى

red light : چراغ خطر , چراغ قرمز

red light district : محله فواحش

red line : علوم هوايى : خط قرمز

red lips : لبهاى قرمز

red man : هندى سرخ پوست امريکا

red maple : بوسيام

red meat : گوشت گاووگوسفند

red mud : معمارى : سرخگل

red mullet : شاه ماهى

red neck : درجنوب اتازوني

red ness : قرمزى ،سرخى

red nucleus : روانشناسى : هسته قرمز

red oak : (گ.ش ).بلوط دم دار

red ocher : (مع ).گل اخرى

Red Orchestra : ارکستر سرخ

red pencil : عيب گرفتن ،تصحيح کردن

red rattle : مويزک ،کشمشش کولى

red reg : چيزى که موجب خشم وبرانگيختگى گرد د،يکجورزنگ در گندم

red rose : گل سرخ ،گل سورى

Red Sea : درياي احمر

red siskin : (ج.ش ).سهره سرخ رنگ امريکايى

Red Square : ميدان سرخ

red tamarind : تمر گجرات

red tape : نوار باريک قرمز،(مج ).فرماليته ادارى ،تشريفات زائد،مقررات دست و پاگير

red wood : بقم

red worm : ( )=bloodworm(ج.ش ).کرم ريز سرخ رنگ)Tubifex(

red zone : ورزش : دايره قرمز صفحه هدفگيرى

red cap : دژبان ،باربرايتگاه راه اهن

red green blindness : روانشناسى : رنگ کورى سبز - قرمز

red legs : نام چندجورپرنده که پاهاى قرمز دارند

red out : علوم هوايى : از بين رفتن قدرت بينايى هنگام سقوط با شتاب منفى

red shortness : علوم مهندسى : شکنندگى - سرخ

red tapery : رعايت تشريفات رسمى وادارى بحد افراط،قرطاس بازى

red tapism : قانون ـ فقه : رعايت تشريفات ادارى به حد افراط

red tapist : قانون ـ فقه : معتقد بهred-tapism

red water : نوبه گاو وگوسفند که بر اثر ان پيشاب جانور قرمزميشود

redact : آماده چاپ کردن

redaction : ويرايش ،انشاء

redactor : سردبير

redan : استحکامات دوپهلو که گوشه برجسته اى ازان بيرون مى ايستد

redargue : توبيخ کردن ،متهم ساختن ،تکذيب کردن

redbreast : سينه سرخ , سرخ سرک

redbud : (گ.ش ).درخت ارغوان ،گل ارغوان

redcoat : سرباز انگليسى( بويژه در جنگ استقلال امريکا)

redd : درست کردن ،مرتب کردن ،رهاساختن

redden : سرخ کردن

reddendo singula singulis : قانون ـ فقه : الفاظ در قسمتهاى مختلف سند بايد متناسب با هم تعبير شوند

reddendum : قانون ـ فقه : موعد يا مهلت پرداخت اجاره

reddish : مايل بقرمز

reddle : گل اخرى زدن

rede : پند،تدبير،مشورت دادن ،حدس زدن ،هدايت کردن ،واقعه ،جريان ،وقوع ،مصلحت

redecorate : مجددا آراستن

redecoration : نوارايى

rededication : اهدا مجدد،تقديم مجدد

redeem : فديهدادن

Redeem : باز خریدن ، جبران کردن

Redeem : باز خریدن ، جبران کردن

redeem a security : قانون ـ فقه : وثيقه اى را فک کردن

redeem of pledge : قانون ـ فقه : فک وثيقه

redeemer : نجات دهنده , فديه دهنده

redefine : دوباره تعريف کردن

redeliver : دوباره تحويل دادن

redemand : تجزيه طلب شدن

redemption : باز خريد , رهيي

redemption of a loan : قانون ـ فقه : اداى دين

redemptive : رستگارى بخش ،باز خريدنى

redemptory : رستگارى بخش

redeploy : از منطقه اى به منطقه ديگر اعزام داشتن ،نقل و انتقال دادن

redesign : طراحي مجدد کردن

redesignate : علوم نظامى : اسم گذارى مجدد يکانها يا تغيير دادن شماره يکانها

redevelopment : تغییر نقشه و دکور

redhead : مو قرمز

rediant energy : علوم هوايى : انرژى تابشى

redicule : تمسخر , مسخره کردن

rediculous : مسخره

rediculously : بطور خنده اور،بطور مضحک

redingote : ردنگت

redintegrate : تجديد شونده ،دوباره مستقر شونده ،دوباره درست کردن ،دوباره بر قرار کردن ،تجديد کردن ،دوباره يکى شدن

redirect : بازپرسى از شهود بعد از بازجويى متهم ،دوباره راهنمايى کردن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

دانلود چگونه می توانم اخلاق ورفتار اسلامی رادر دانش آموزانم پرورش دهم
"دانلود چگونه می توانم با استفاده از انواع فعالیت های جذاب، خط نوشتاری تینارا بهبود بخشم"
دانلود چگونه توانستم به پروین در مشکل عدم قانون‏پذیری کمک کنم
دانلود چگونه در درس انشاء دوره راهنمایی تحول ایجاد کردم
نحوه صحیح مطالعه درس عربی
مقاله درمورد ادنو کاسیوم معده
مقاله درمورد آسم
مقاله درمورد آلزایمر
مقاله درمورد بافت برداری عضلانی زیر پوستی
مقاله درمورد باکتری
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم ضعف املای معصومه دانش آموز پایه دوم را بهبود بخشم
دانلود چگونه توانستم به رویکرد پژوهش محور زمینه ایجاد اصول مطالعه صحیح را در دانش آموزانم فراهم آورده و به پیشرفت تحصیلی آنها کمک نمایم
سورس برنامه تشخیص صحت کد ملی (#C)
دانلود اقدام پژوهی چگونه توانستم نحوه استفاده صحیح از اینترنت را به دانش آموزانم بیاموزم
دانلود چگونه می توانم به دانش آموزان در انتخاب رشته تحصیلی کمک نمایم
دانلود چگونه توانستم استرس و اضطراب دانش آموز تک والد مبینا را برطرف نموده و سلامت روان را به او بازگردانم
دانلود چگونه اضطراب و نگرانی را در یادگیری درس ریاضی در دانش آموزان کاهش دادم
اقدام پژوهی چگونه توانستم افت تحصیلی را در دانش آموز پایه هشتم از بین برده و او را به درس علاقه مند کنم
دانلود چگونه توانستم نمره مستمر و پایانی هنر جویان هنرستان خود را افزایش دهم