معنی recurrence

recurrence
رويدادن مجدد , باز رخدادن , تکرار
کلمات مشابه

recurrenge : وقوع مکرر

recurrent : برگردنده , باز رخداد , عود کننده

recurring costs : کامپيوتر : هزينه هاى تکرار شونده

recurring curve : دايره

recurring decimals : اعشار دورى

recursive : بازگشتي

recursive algorithm : کامپيوتر : الگوريتم بازگشتى

recursive function : تابع بازگشتى

recursive routine : روال بازگشتى

recursivity : بازگشتى بودن ،خاصيت بازگشت

recurvate : کج ،داراى راس منحنى ،برگشته کردن

recurvature : برگشتگى ،دولاشدگى

recurve : برگشته کردن

recusance : )recusancy(سرپيچى ،امتناع از حضور در مجالس عبادت

recusance or sancy : مخالفت( باکليساى رسمى انگليس) ،سرپيچى ،تمرد

recusancy : )recusance(سرپيچى ،امتناع از حضور در مجالس عبادت

recusant : ممتنع ،متمرد

recusatio judicis : قانون ـ فقه : رد قاضى

recvery : بهبودى ،بازيافت ،استرداد،وصول ،جبران ،بخودايى

recvperate : جبران خسارت کردن ،بهبودى يافتن ،بحال امدن

معنی recurrence به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی