معنی red wood

red wood
بقم
کلمات مشابه

red worm : ( )=bloodworm(ج.ش ).کرم ريز سرخ رنگ)Tubifex(

red zone : ورزش : دايره قرمز صفحه هدفگيرى

red cap : دژبان ،باربرايتگاه راه اهن

red green blindness : روانشناسى : رنگ کورى سبز - قرمز

red legs : نام چندجورپرنده که پاهاى قرمز دارند

red out : علوم هوايى : از بين رفتن قدرت بينايى هنگام سقوط با شتاب منفى

red shortness : علوم مهندسى : شکنندگى - سرخ

red tapery : رعايت تشريفات رسمى وادارى بحد افراط،قرطاس بازى

red tapism : قانون ـ فقه : رعايت تشريفات ادارى به حد افراط

red tapist : قانون ـ فقه : معتقد بهred-tapism

red water : نوبه گاو وگوسفند که بر اثر ان پيشاب جانور قرمزميشود

redact : آماده چاپ کردن

redaction : ويرايش ،انشاء

redactor : سردبير

redan : استحکامات دوپهلو که گوشه برجسته اى ازان بيرون مى ايستد

redargue : توبيخ کردن ،متهم ساختن ،تکذيب کردن

redbreast : سينه سرخ , سرخ سرک

redbud : (گ.ش ).درخت ارغوان ،گل ارغوان

redcoat : سرباز انگليسى( بويژه در جنگ استقلال امريکا)

redd : درست کردن ،مرتب کردن ،رهاساختن

معنی red wood به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی