معنی redact

redact
آماده چاپ کردن
کلمات مشابه

redaction : ويرايش ،انشاء

redactor : سردبير

redan : استحکامات دوپهلو که گوشه برجسته اى ازان بيرون مى ايستد

redargue : توبيخ کردن ،متهم ساختن ،تکذيب کردن

redbreast : سينه سرخ , سرخ سرک

redbud : (گ.ش ).درخت ارغوان ،گل ارغوان

redcoat : سرباز انگليسى( بويژه در جنگ استقلال امريکا)

redd : درست کردن ،مرتب کردن ،رهاساختن

redden : سرخ کردن

reddendo singula singulis : قانون ـ فقه : الفاظ در قسمتهاى مختلف سند بايد متناسب با هم تعبير شوند

reddendum : قانون ـ فقه : موعد يا مهلت پرداخت اجاره

reddish : مايل بقرمز

reddle : گل اخرى زدن

rede : پند،تدبير،مشورت دادن ،حدس زدن ،هدايت کردن ،واقعه ،جريان ،وقوع ،مصلحت

redecorate : مجددا آراستن

redecoration : نوارايى

rededication : اهدا مجدد،تقديم مجدد

redeem : فديهدادن

Redeem : باز خریدن ، جبران کردن

Redeem : باز خریدن ، جبران کردن

معنی redact به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی