صفحه اصلی

rejected
وازده , واخورده , مطرود
کلمات مشابه

rejected child : روانشناسى : کودک مطرود

rejecter : ( )rejector(درراديو )دافع ،دستگاه دفع پارازيت

rejection : امتناع , وازدگي , نکول , رد , عدم پذيرش , پشت پا

rejoice : خوشحالي کردن , خوشي کردن , شادي کردن , شادماني کردن , وجد کردن

rejoicing : شادي

معنی rejected به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق فرآیند سیاستگذاری خارجی در ایالات متحده آمریكا
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق فقه سیاسی شیعه
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدلهای تصمیم گیری در سیاست خارجی
دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق نقش کانون های تفکر در فرایند سیاستگذاری