لغات مشابه
rely on : اتکاء داشتن , توکل داشتن

relying : متکي , استناد , اتکا

relying on his word : باستناد سخن وى

remagnetizer : الکترونيک : مغناطيس گر

remain : برجا ماندن , باقي ماندن , بر جا ماندن

remain constant : ثابت ماندن

remain hanging : آويزان ماندن

remain hidden : مخفي ماندن

remain loyal : وفاداري کردن

remain silent : دم فرو بستن

remain unaware of : غافل شدن

remainder : مابقي , الباقي , باقيمانده , باقي مانده , باقي کار

remainder of the period : قانون ـ فقه : باقيمانده مدت

remaining : باقي مانده , مابقي , ماندني , بازمانده

remaining velocity : علوم نظامى : سرعت گلوله در نقاط مختلف مسير حرکت

remains : بقايا , آثار

remaking : معمارى : تعمير

reman : مردانگي کردن

remanent : بازمانده ،پس مانده

remanet : قانون ـ فقه : احاله موضوع از يک دادگاه به دادگاه ديگر

remark : سگال , عرض , ملاحظه

remarkable : جالب توجه

remarkably : بطور قابل ملاحظه ،فوق العاده

remarriage : ازدواج مجدد , تجديد فراش

remarry : تجديد فراش کردن

remarrying : قانون ـ فقه : تجديد فراش

rematch : مسابقه برگشت

remediable : علاج پذير , درمان پذير , گزير پذير , قابل علاج , چاره پذير , علاج بخش

remedial : علاجي , شفابخش , چاره ساز , گزيري

remedial instruction : روانشناسى : اموزش ترميمى

remedial measure : علوم مهندسى : اندازه کمکى

remedial statutes : قانون ـ فقه : قوانين اصلاحى

remediless : بى درمان ،درمان ناپذير،بى چاره ،ذعلاج ،علاج ناپذبر

remedy : شفا , درمان , علاج , چاره کردن , گزير , چاره

remelt : علوم مهندسى : ذوب کردن مجدد

remelt iron : علوم مهندسى : اهن دو بار ذوب شده

remelting furnace : علوم مهندسى : کوره ذوب مجدد

remember : به ذهن سپردن , در مغز جاگير کردن , ياد آوردن , به خاطر سپردن , جاخالي دادن , ياد کردن , بخاطر آوردن , بجا آوردن , بخاطر داشتن

rememberable : يادآوردني

rememberance or recollection of god : قانون ـ فقه : ذکر

remembering : ذکر

remembrance : يادگار , يادآوري , يادبود

remembrancer : ياداورى کننده ،مامور وصول مطالبات سلطنتى

remerkableness : برجستگى ،قابل ملاحظه بودن

remex : شهپر , شاه پر , ساقه پر

remigrate : از مهاجرت برگشتن

remilisarization : قانون ـ فقه : militarization

remind : گوشزد کردن , متوجه ساختن , يادآوري کردن , تذکر دادن , متوجه کردن

remind me ofit : ياد من بياوريد،ان موضوع را بخاطرمن بياوريد

reminder : يادآور , تذکاريه , تذکر

remindful : پرخاطره

reminding : يادآوري , تذکار , يادآور

reminisce : ياداورى کردن ،بخاطراوردن ،ياد کردن

reminiscence : خاطره , ياد بود

reminiscent : ياد بود , يادآور

reminiscent of slavery : ياداورى کننده بردگى ،مشعر بر بندگى ،حاکى از بردگى

reminiscential : يادبودى

remise : گذشت کردن

remiss : غفلت کار

remissible : بخشيدنى ،قابل اغماض

remission : بهبودي بيماري

remission of sins : بخشش يا امرزش گناهان

remission of taxes : صرف نظر از گرفتن ماليات ،گذشت از ماليات

remissive : تخفيف دهنده ،گذشت کننده

remissly : از روى بى مبالاتى ،بيحالانه

remissness : بى مبادلاتى ،غفلت ،بيحالى

remitment : پرداخت

remittable : قابل پرداخت

remittal : بخشش ،عفو،امرزش ،گذشت ،پرداخت

remittance man : کسيکه باميد دريافت پول از کسان خود بغربت ميرود

remittance of money : ارسال وجه

remittee : گيرنده وجه فرستاده شده

remittent : سبک شونده

remittent fever : تب دائم غلت , دائم غلط

remitter : پرداخت کننده

remitting bank : بازرگانى : بانک واگذارنده

remnant : بقيه السيف

remodel : تغيير وضع دادن ،عوض کردن ،تعمير کردن

remonetize : دوباره رايج کردن

remonstrant : معترض

remonstrate : تعرض کردن ،با تعرض و نکوهش گفتن

remonstratingly : نکوهش کنان ،تعرض کنان

remonstration : نکوهش

remonstrative : نکوهشى

remonstrator : نکوهشگر

remontant : سالى دوبارگل دهنده

remora : (ج.ش ).ماهى چسبنده

remorse : پشيماني , افسوس

remorseful : نادم

remorsefully : متاسفانه ،باپشيمانى

remorseless : سرسخت ،ظالم

remorselessness : بيرحمى ،سخت دلى

remote : دورافتاده , دوردست

remote associations test : روانشناسى : ازمون تداعيهاى دور

remote computing services : کامپيوتر : خدمات محاسباتى از راه دور

remote consol : پيشانه دور دست

remote data concentrator : کامپيوتر : وسيله يى که پيام ها را از طريق خطوط کم سرعت از ترمينال هاى متعدد دريافت کرده و داده ها را از طريق يک حط واحد سنکرون با سرعت بالا به پردازنده ميزبان منتقل مى کند

remote memory : روانشناسى : حافظه دور

remote processing : کامپيوتر : پردازش از راه دور

remote site : کامپيوتر : محل دور افتاده

remote cut off valve (or tube) : الکترونيک : لامپ با شيب تنظيم پذير

remotely : ابدا`،دور افتاده

remoteness : دوري

remotion : حرکت دورى ،حرکت مجدد

remount : دوباره بالا رفتن , دوباره سوار کردن

removability : عزل پذيرى ،ناپايدارى ،امادگى براى برداشته شدن

removable : بردني , برداشتني

removable mass storage : کامپيوتر : انباره انبوه قابل انتقال

removable storage media : کامپيوتر : رسانه هاى ذخيره سازى قابل انتقال

removal : عزل , برکناري , فک , ازاله

removal from office : قانون ـ فقه : عزل

removal of free lime : معمارى : برکشاندن اهک ازاد

remove : برطرف کردن , ازاله نمودن , بر چيدن , برچيده کردن , زائل کردن , معزول کردن , حذف کردن , برکنار کردن , ازاله کردن

remove all doubts : قانون ـ فقه : رفع شبهه کردن

remove clothes : رخت کندن

remove slag : علوم مهندسى : سرباره را برداشتن

remove the seal from : قانون ـ فقه : مهر چيزى را برداشتن

removeable media : کامپيوتر : وسيله برداشتنى

removed : برطرف , مخلوع

remover : برطرف کننده

removing a nuisance : رفع مزاحمت

remunerate : سزا دادن

remuneration of custodianship : قانون ـ فقه : حق التوليه

remunerative : پاداشي

remunerator : اجر دهنده

ren : کامپيوتر : فرمانREN

renaissance : رنسانس

renal : (تش ).کليه اى ،وابسته به کليه ها

renal calculus : ريگ کليه ،سنگ قلوه

renal dwarfism : روانشناسى : کوتولگى کليوى

renal gravel : ريک کليه ،حصات کليه

renascence : زندگي مجدد

renascent : تجديد حيات کننده

rencontre : با خصومت روبرو شدن ،مقابله کردن ،مصاف

rend : پاره کردن ،چاک زدن ،دريدن ،کندن

render : تسليم داشتن

render a wall (to) : معمارى : استرکشى ديوار

render judgement on : قانون ـ فقه : حکم کردن درباره کسى

renderable : قابل ارائه

renderer : ارائه دهنده

rendering : معجز

rendering mortar : علوم مهندسى : ملاط کاهگل

rendezvous : ميعاد , وعدهگاه , ميعادگاه , آمدگاه

rending : هتک

rendrock : ديناميت خاره شکن

rene alloys : علوم هوايى : الياژهايى براى دماهاى بالا

Rene Blaker : رنه بليکر

renegade : ياغي

renege : انکار کردن ،دبه کردن ،ترک تابعيت کشور يا دين خود را کردن ،(د.گ).گول زدن

reneger : جر زن ،بد قول ،پيمان شکن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

آموزش زبان انگلیسی

اتصال خورجینی و ضرورت تغییر در نگرش‌ها
اتصال قالبهای فلزی
"اتصالات کف ستون ، محاسبه و روشهای اجرای آن"
تحقیق اثرات نور در طبیعت
تحقیق ریسک و بازده
"تحقیق اجرا، تیرها و شمع ها"
بررسی اجرای آسفالت گرم
مقاله اجزاء ساختمان (پی نواری)
مقاله احداث باغ در اراضی شیبدار
تحقیق در مورد ازمكانیك خاك وآز
اندازه گذاری و تلرانس گذاری هندسی
تحقیق آب بند ها
تحقیق آبهای زیرزمینی
تحقیق با موضوع پول شویی
تحقیق آثار تاریخی قزوین
مقاله آثار معمار ژاپنی کنزو
تحقیق آجر
مسؤولیت مدنی دولت در قبال اشخاص خصوصی
آفات و بیماری های مهم درخت بید