معنی rememberance or recollection of god

rememberance or recollection of god
قانون ـ فقه : ذکر
کلمات مشابه

remembering : ذکر

remembrance : يادگار , يادآوري , يادبود

remembrancer : ياداورى کننده ،مامور وصول مطالبات سلطنتى

remerkableness : برجستگى ،قابل ملاحظه بودن

remex : شهپر , شاه پر , ساقه پر

remigrate : از مهاجرت برگشتن

remilisarization : قانون ـ فقه : militarization

remind : گوشزد کردن , متوجه ساختن , يادآوري کردن , تذکر دادن , متوجه کردن

remind me ofit : ياد من بياوريد،ان موضوع را بخاطرمن بياوريد

reminder : يادآور , تذکاريه , تذکر

remindful : پرخاطره

reminding : يادآوري , تذکار , يادآور

reminisce : ياداورى کردن ،بخاطراوردن ،ياد کردن

reminiscence : خاطره , ياد بود

reminiscent : ياد بود , يادآور

reminiscent of slavery : ياداورى کننده بردگى ،مشعر بر بندگى ،حاکى از بردگى

reminiscential : يادبودى

remise : گذشت کردن

remiss : غفلت کار

remissible : بخشيدنى ،قابل اغماض

معنی rememberance or recollection of god به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی