معنی remex

remex
شهپر , شاه پر , ساقه پر
کلمات مشابه

remigrate : از مهاجرت برگشتن

remilisarization : قانون ـ فقه : militarization

remind : گوشزد کردن , متوجه ساختن , يادآوري کردن , تذکر دادن , متوجه کردن

remind me ofit : ياد من بياوريد،ان موضوع را بخاطرمن بياوريد

reminder : يادآور , تذکاريه , تذکر

remindful : پرخاطره

reminding : يادآوري , تذکار , يادآور

reminisce : ياداورى کردن ،بخاطراوردن ،ياد کردن

reminiscence : خاطره , ياد بود

reminiscent : ياد بود , يادآور

reminiscent of slavery : ياداورى کننده بردگى ،مشعر بر بندگى ،حاکى از بردگى

reminiscential : يادبودى

remise : گذشت کردن

remiss : غفلت کار

remissible : بخشيدنى ،قابل اغماض

remission : بهبودي بيماري

remission of sins : بخشش يا امرزش گناهان

remission of taxes : صرف نظر از گرفتن ماليات ،گذشت از ماليات

remissive : تخفيف دهنده ،گذشت کننده

remissly : از روى بى مبالاتى ،بيحالانه

معنی remex به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی