لغات مشابه
reminiscent : ياد بود , يادآور

reminiscent of slavery : ياداورى کننده بردگى ،مشعر بر بندگى ،حاکى از بردگى

reminiscential : يادبودى

remise : گذشت کردن

remiss : غفلت کار

remissible : بخشيدنى ،قابل اغماض

remission : بهبودي بيماري

remission of sins : بخشش يا امرزش گناهان

remission of taxes : صرف نظر از گرفتن ماليات ،گذشت از ماليات

remissive : تخفيف دهنده ،گذشت کننده

remissly : از روى بى مبالاتى ،بيحالانه

remissness : بى مبادلاتى ،غفلت ،بيحالى

remitment : پرداخت

remittable : قابل پرداخت

remittal : بخشش ،عفو،امرزش ،گذشت ،پرداخت

remittance man : کسيکه باميد دريافت پول از کسان خود بغربت ميرود

remittance of money : ارسال وجه

remittee : گيرنده وجه فرستاده شده

remittent : سبک شونده

remittent fever : تب دائم غلت , دائم غلط

remitter : پرداخت کننده

remitting bank : بازرگانى : بانک واگذارنده

remnant : بقيه السيف

remodel : تغيير وضع دادن ،عوض کردن ،تعمير کردن

remonetize : دوباره رايج کردن

remonstrant : معترض

remonstrate : تعرض کردن ،با تعرض و نکوهش گفتن

remonstratingly : نکوهش کنان ،تعرض کنان

remonstration : نکوهش

remonstrative : نکوهشى

remonstrator : نکوهشگر

remontant : سالى دوبارگل دهنده

remora : (ج.ش ).ماهى چسبنده

remorse : پشيماني , افسوس

remorseful : نادم

remorsefully : متاسفانه ،باپشيمانى

remorseless : سرسخت ،ظالم

remorselessness : بيرحمى ،سخت دلى

remote : دورافتاده , دوردست

remote associations test : روانشناسى : ازمون تداعيهاى دور

remote computing services : کامپيوتر : خدمات محاسباتى از راه دور

remote consol : پيشانه دور دست

remote data concentrator : کامپيوتر : وسيله يى که پيام ها را از طريق خطوط کم سرعت از ترمينال هاى متعدد دريافت کرده و داده ها را از طريق يک حط واحد سنکرون با سرعت بالا به پردازنده ميزبان منتقل مى کند

remote memory : روانشناسى : حافظه دور

remote processing : کامپيوتر : پردازش از راه دور

remote site : کامپيوتر : محل دور افتاده

remote cut off valve (or tube) : الکترونيک : لامپ با شيب تنظيم پذير

remotely : ابدا`،دور افتاده

remoteness : دوري

remotion : حرکت دورى ،حرکت مجدد

remount : دوباره بالا رفتن , دوباره سوار کردن

removability : عزل پذيرى ،ناپايدارى ،امادگى براى برداشته شدن

removable : بردني , برداشتني

removable mass storage : کامپيوتر : انباره انبوه قابل انتقال

removable storage media : کامپيوتر : رسانه هاى ذخيره سازى قابل انتقال

removal : عزل , برکناري , فک , ازاله

removal from office : قانون ـ فقه : عزل

removal of free lime : معمارى : برکشاندن اهک ازاد

remove : برطرف کردن , ازاله نمودن , بر چيدن , برچيده کردن , زائل کردن , معزول کردن , حذف کردن , برکنار کردن , ازاله کردن

remove all doubts : قانون ـ فقه : رفع شبهه کردن

remove clothes : رخت کندن

remove slag : علوم مهندسى : سرباره را برداشتن

remove the seal from : قانون ـ فقه : مهر چيزى را برداشتن

removeable media : کامپيوتر : وسيله برداشتنى

removed : برطرف , مخلوع

remover : برطرف کننده

removing a nuisance : رفع مزاحمت

remunerate : سزا دادن

remuneration of custodianship : قانون ـ فقه : حق التوليه

remunerative : پاداشي

remunerator : اجر دهنده

ren : کامپيوتر : فرمانREN

renaissance : رنسانس

renal : (تش ).کليه اى ،وابسته به کليه ها

renal calculus : ريگ کليه ،سنگ قلوه

renal dwarfism : روانشناسى : کوتولگى کليوى

renal gravel : ريک کليه ،حصات کليه

renascence : زندگي مجدد

renascent : تجديد حيات کننده

rencontre : با خصومت روبرو شدن ،مقابله کردن ،مصاف

rend : پاره کردن ،چاک زدن ،دريدن ،کندن

render : تسليم داشتن

render a wall (to) : معمارى : استرکشى ديوار

render judgement on : قانون ـ فقه : حکم کردن درباره کسى

renderable : قابل ارائه

renderer : ارائه دهنده

rendering : معجز

rendering mortar : علوم مهندسى : ملاط کاهگل

rendezvous : ميعاد , وعدهگاه , ميعادگاه , آمدگاه

rending : هتک

rendrock : ديناميت خاره شکن

rene alloys : علوم هوايى : الياژهايى براى دماهاى بالا

Rene Blaker : رنه بليکر

renegade : ياغي

renege : انکار کردن ،دبه کردن ،ترک تابعيت کشور يا دين خود را کردن ،(د.گ).گول زدن

reneger : جر زن ،بد قول ،پيمان شکن

renegotiate : دوباره مذاکره کردن

renegotiation : مذاکره مجدد

renew : تجديد کردن , بازنو کردن , تجديد شدن , تازه کردن

renewability : قابليت تجديد

renewable : تجديد شدنى

renewable fuse : الکترونيک : فيوز تعويض پذير

renewal : تجديد , بازنوکني

renewal index : بازرگانى : شاخص قابل تجديد

renewal offf lease : قانون ـ فقه : تجديد اجاره

renewed : مجدد

renewer : تجديد کننده

renifleur : روانشناسى : بو پرست جنسى

reniform : (ج.ش ).شبيه کليه ،کليه مانند

renitency : مقاومت ،مخالفت

renitent : مقاوم ،سرسخت

rennet : مايه ماست , شير مايه , شيردان

rennin : پنير مايه

renouncement : چشم پوشى ،کناره گيرى

renouncement of citizenship : قانون ـ فقه : ترک تابعيت

renouncer : سرزنش و انتقاد کننده

renovate : باز نوساختن ،نو کردن ،تعمير کردن ،از سر گرفتن

renovation : تجديد , نوسازي

renovator : نوساز

renown : نامآوري

renowned : مشهور،نامدار،معروف ،نامور

rent : اجاره , کرايه , اجاره کردن , مال الاجاره , اجاره رفتن , اجاره خانه , اجاره دادن , اجاره بها

rent proper : قانون ـ فقه : اجرت المسمى

rentable : قابل اجاره

rental : اجارهاي , کرايه , اجاره بهاء , وجه اجاره

rental agreement : اجاره نامه

rental income : بازرگانى : درامد ناشى از اجاره بها

rental tax : ماليات بر مستعلات

rental value : بازرگانى : ارزش اجاره اى

rentals : قانون ـ فقه : اجور

rente : سالواره هميشگى ،درامدساليانه

renter : اجاره دهنده , اجاره نشين , بکرايه واگذارنده

rentier : بکرايه واگذارنده

renting : اجاره دهي , استيجار , استجاره

rentlen : دارنده درامد ساليانه ياسالواره هميشگى

renunciant : واگذار کننده ،ترک( دعوى ) کننده ،رد کننده

renunciation : قطع علاقه

renunciative : مبنى بر چشم پوشى يا ترک دعوى ،ناشى از انکار نفس

reoccupy : از سر گرفتن ،دنبال کردن ،دوباره بدست اوردن ،دوباره اغاز کردن

reoccur : برگشت ،عود،ظهور مجدد

reoccurrence : برگشتن ،بازگشتن ،بازامدن ،دوباره بنظرامدن ،دوباره مطرح شدن

reopen : بازگشايي کردن

reorder : دوباره سفارش دادن

reorder cost : بازرگانى : هزينه سفارش مجدد

reorder interval : بازرگانى : زمان بين دو سفارش

reorganize : تجديد سازمان کردن , تغييرات سازماني دادن

rep : زن هرزه , مرد هرزه

repaint : کامپيوتر : رسم مجدد

repair : ترميم , مرمت کردن , تعمير کردن , مرمت , ترميم کردن , تعمير

repair parts : علوم نظامى : قطعات يدکى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

پرسشنامه عملکرد شغلی (ارزیابی سرپرست)
پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی
پرسشنامه ادراک از خدا
پرسشنامه مسئولیت پذیری
مقیاس چند بعدی كمال گرایی (ام پی اس)
پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور
مقیاس هوش هیجانی شاته
پرسش نامه حمایت اجتماعی
پرسشنامه نگرش سنج مذهبی آلپورت
پرسشنامه محقق ساخته تعصب
پرسشنامه راهبردهای حل مسئله كسیدی و لانگ (1996)
پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (2005)
پرسشنامه (مقیاس ارزشی شوارتز)
پرسشنامه تدریس اثر بخش
فرم كوتاه پرسشنامه طرح‎واره ها‎ی یانگ (YSQ-SF)
پرسشنامه محقق ساخته رفتارهای پرخطر
سیاهه استرس هری
پرسشنامه ی پرخاشگری AQ
پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی هرزبرگ