معنی remissness

remissness
بى مبادلاتى ،غفلت ،بيحالى
کلمات مشابه

remitment : پرداخت

remittable : قابل پرداخت

remittal : بخشش ،عفو،امرزش ،گذشت ،پرداخت

remittance man : کسيکه باميد دريافت پول از کسان خود بغربت ميرود

remittance of money : ارسال وجه

remittee : گيرنده وجه فرستاده شده

remittent : سبک شونده

remittent fever : تب دائم غلت , دائم غلط

remitter : پرداخت کننده

remitting bank : بازرگانى : بانک واگذارنده

remnant : بقيه السيف

remodel : تغيير وضع دادن ،عوض کردن ،تعمير کردن

remonetize : دوباره رايج کردن

remonstrant : معترض

remonstrate : تعرض کردن ،با تعرض و نکوهش گفتن

remonstratingly : نکوهش کنان ،تعرض کنان

remonstration : نکوهش

remonstrative : نکوهشى

remonstrator : نکوهشگر

remontant : سالى دوبارگل دهنده

معنی remissness به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی