لغات مشابه
reverse flow engine : علوم هوايى : توربين گاز داراى کمپرسور جريان خطى يا محورى

reverse flow regin : علوم هوايى : ناحيه جريان معکوس

reversed battery plate : الکترونيک : صفحه باترى معکوس

reversed rolling moment : علوم هوايى : گشتاور ناشى از کنترل معکوس در صفحه غلتش

reversed series generator : الکترونيک : مولد با ميدانهاى مخالف

reversely : (بطور ) وارونه بعکس

reverser : علوم هوايى : برگرداننده جريان خروجى موتورجت

reverses of fortune : برگشت روزگار،ادبار

reversibility principle : شيمى : اصل برگشت پذيرى

reversible elbow : معمارى : زانوى ¹ 9درجه

reversible figures : روانشناسى : شکلهاى بازگشت پذير

reversible perspective : روانشناسى : نماى بازگشت پذير

reversible propeller : علوم هوايى : ملخى که ميتوان گام تيغه هاى انرا معکوس کرد

reversing key : الکترونيک : کليد برگشتى

reversion : برگشتگي بعقب

reversional : ()reversionary(حق ).رجعى ،رجوعى

reversionary : ()reversional(حق ).رجعى ،رجوعى

reversionary interest : قانون ـ فقه : حق انتفاع موجل از مال غير

reversioner : (حق ).داراى حق رجوع

revert : عود کردن , رجوع کردن

reverter : (حق ).حکم اعاده وضع

revertible : برگشتنى ،برگرداندنى

revery : )reverie(خيال واهى ،خيال خام

revest : جامه روحانى پوشيدن ،روکش کردن ،دوباره گماشتن

revet : سنگ چين کردن

revet (to) : معمارى : روکش کردن

revetment : سنگ چيني

revictual : دوباره غذا يا خواربار تهيه کردن

review : دوره کردن , تجديد نظر , وابين , سان , مرور , مرور کردن

review order : لباس وتحملات سان ،لباس و تجهيزات و وسائل کامل

reviewal : دوره ،مرور،بازديد،تجديد نظر،مجله ،انتقاد

reviewer : منقد ادبي

revile : بدزباني کردن , ناسزا گفتن

reviler : ناسزاگو،فحاش

reviling : ناسزا گوئى ،بدگوئى ،فحش ،دشنام ،فحاشى ،بد حرفى

revilingly : ناسزا گويان ،بدگويان ،فحاشى کنان ،با فحش يا دشنام

revisable : قابل تجديد نظر

revisal : مرور،تجديد نظر

Revise : تجدید نظر کردن ، اصلاح کردن

Revise : تجدید نظر کردن ، اصلاح کردن

revise : تجديد نظر کردن

revise critically : قانون ـ فقه : تنقيح

revised : تجديد نظر شده

revised edition : چاپ تازه ،چاپ اصلاح شده

revised version : ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس

reviser : تجديد نظر کننده

revisional : اصلاحى ،تجديدى ،مبنى بر تجديد نظر يا تجديد چاپ تازه ،چاپ اصلاح شده

revisionary : تجديد نظرى

revisit : دوباره ملاقات کردن

revisory : تصحيصى ،اصلاحى

revitalization : تجديد حيات

revitalize : قدرت و زندگى تازه دادن( به)،باز زنده ساختن

revival : تجدد , بهوش آوري , استقرارمجدد , احيا , احياء

revivalism : اصالت احيا مذهب ،اصول بيدارى مذهبى

revivalist : طرفدار احياى مذهبى

revive : احياء کردن , احيا کردن , دوباره داير شدن , بهوش آمدن , نيروي تازه دادن , باز جان بخشيدن , بهوش آوردن , احيا شدن

reviver : احيا کننده , بهوش آورنده

revivification : باز جان بخشى ،تجديد حيات ،رونق تازه ،بهوش اوردن

revivify : نيروى تازه دادن ،بهوش اوردن

reviving : قانون ـ فقه : وصول مطالبات سوخت شده

reviviscence : نيرو بخشي , زنده سازي

reviviscent : رمق تازه دهنده

revocability : قانون ـ فقه : جواز

revocable : قابل فسخ , رجعي , ابطال پذير

revocable contract : قانون ـ فقه : عقد مجاز،عقد جايز

revocable credit : بازرگانى : اعتبار قابل برگشت

revocable divorce : قانون ـ فقه : طلاق رجعى

revocation of divorce : قانون ـ فقه : رجوع از طلاق

revocatory : مبنى بر فسخ ،ناسخ

revokable : قابل فسخ

revoke : سلب کردن

revoker : فسخ کننده

revolt : شوريدن , اظهار تنفر کردن , اغتشاش , اغتشاش کردن , بغي , طغيان , قيام کردن , بهم خوردگي

revolted : متمرد،ياغى ،شوريده

revolter : شورش کننده ،ياغى

revolting : بهم زننده ،منقلب کننده ،دل بهم زدن ،تنفراور

revolute : لب برگشته

revolution : انقلاب

revolution 1 : علوم دريايى : دور

revolution conter : دور شمار

revolution per minute (rpm) : عمران : دور در دقيقه

revolution per second : معمارى : دور در ثانيه

revolutionary : شورش طلب , انقلابي , آشوبي , آشوبگر

revolutionist : واگشت گر

revolutionize : تغييرات اساسي دادن , انقلابي کردن

revolutionizer : انقلاب آور

revolvable : گردنده ،دور گردانى

revolve : دور زدن

revolver : رولور , هفت تير , ششلول

revolving : دوراني , گردنده , دوار

revolving crane : معمارى : جرثقيل گردان

revolving credit : اعتبار گردان

revolving door : معمارى : در چرخان

revolving drum : روانشناسى : طبله چرخان

revolving fund : تنخواه گردان

revolving kiln : معمارى : کوره گردان

revolving top : علوم مهندسى : استوانه توزيع

revue : نمايشنامه انتقادي , جنگ نمايش

revulsion : ردع , تصريف

revulsive : جابجا شونده ،تنفر اور

rewaed : مژدگاني دادن

rewake : دوباره بيدار کردن

reward : مژدگاني , جايزه , عوض دادن , مژده , اجر , پاداش دادن , ثواب , اجر دادن , پاداش , تلافي

reward contract : قانون ـ فقه : عقد جعاله

reward is an iduce to toil : چيزيکه ادم را بکار کردن تشويق ميکند پاداش است

reward training : روانشناسى : اموزش با پاداش

rewardable : پاداش دادني

rewarder : ديان

rewardless : بى پاداش ،بى مزد

rewards : جوايز

rewind : باز پيچي , باز پيچيدن

rewinde : بازپيچيدن ،باز پيچى

reword : لغات متنى را عوض کردن ،با واژه هاى ديگرى بيان کردن

rewrite : دوباره نوشتن , باز نويسي

rewriter : دوباره نويس

rex : پادشاه

Rey : ري

Reyhaneh : ريحانه

reynard : روباه ،شغال

reynolds number : علوم هوايى : مهمترين ضريب بدون ديمانسيون در نمايش اشل جريان سيال

reynolds stress : علوم هوايى : تنش برشى در لايه مرزى خطى در سيال نارون

Reza : رضا

Reza Ali : رضاعلي

rezone : محيط چيزى را اصلاح کردن ،محيط را تغيير دادن ،از نو محدوده تعيين کردن

rf modulator : کامپيوتر : مدولاتورRF

rfq : کامپيوتر : Request For Quotation

rgb monitor : کامپيوتر : R

rhabdomancy : پيش گويى بوسيله چوب يا عصا

rhachitis : ( )rachitis(طب - م.ل ).اماس يا ورم مهره پشت

rhadamanthine : وابسته به قضاوت خيلى دقيق و سخت گيرانه

rhadamanthus : نام يکى از داوران جهان پايين ،داور سخت گير و رشوه خوار

rhaeto romanic : زبان لاتين سوئيس شرقى و ايتالياى شمال شرقى

rhamnaceous : (گ.ش ).وابسته به تيره عنابها

rhamnose : (ش ).قند متبلورى بفرمولC6 H12 O5

rhamnus : (گ.ش ).عناب

rhapontic : راوند،برگدم يا ساقه برگ ريواس

rhapsode : دوره گردى که اشعار رزمى( هومر يا ديگران را ) مى سرود

rhapsodic : يونان باستان

rhapsodical : ناشى از احساسات ،نشئه اى ،جذبه اى

rhapsodically : از روى احساسات

rhapsodist : مصنف راپسودي

rhapsodiz : از بر خواندن ،اشعار ( رزمى ) سرودن

rhapsodize : شعر حماسى سرودن

rhapsody : اشعار حماسى مخصوص نقالان و داستان گويان شعر رزمى ،قطعه موسيقى ممزوج و احساساتى

Rhashti : رشتي

rhatany : ريشه يکجور گياه در امريکاى جنوبى که در ساختن داروهاى ... بکار ميبرند

rhea : نجوم : رئا

Rheem : رحيم

rhematicky : دچار باد مفاصل

rhenish : يا کرانه هاى ان ،شراب المانى rhein وابسته به رودخانه

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

گزارش کاراموزی معماری ساختمان های بتنی و فلزی
گزارش کاراموزی مكانیك
گزارش کاراموزی موتورها و فنرها
گزارش کاراموزی موتورهای دیزل و پمپ های هیدرولیك
گزارش کاراموزی موجودی انبار شرکت کاغذی لطیف
گزارش کاراموزی نقش روابط عمومی در دانشگاه ازاد اسلامی
گزارش کاراموزی نیروگاههای سیکل ترکیبی و مزایا و معایب آنها
"گزارش کاراموزی عدم استقبال از صنعت بیمه عمر در کشور،شاخص رضایتمندی مشتری در صنعت بیمه"
گزارش کاراموزی موسسه افات و بیماریهای گیاهی بخش علف های هرز
پلان آپارتمان 4 طبقه مسکونی 1 واحدی
پلان کامل آپارتمان 4 طبقه دو واحدی
پلان کامل آپارتمان 4 طبقه دو واحدی با زیربنای 210 متر
پلان خاص و متفاوت آپارتمان 4 طبقه دو واحدی
چگونگی توانستن ایجاد انگیزه در کودک بازمانده از تحصیل
نحوه توانستن بهبود بخشیدن وضعیت در سی دانش آموزان ضعیف کلاس
پلان آپارتمان 4 طبقه دو واحدی طرح خاص با زیر بنا 660 متر مربع
نحوه برخورد با دانش آموزان بیش فعال در کلاس درس فارسی دوم راهنمایی
چگونگی توانستن درس خواندن وشناسایی دانش آموزان بیش فعال پایه دوم راهنمایی در درس علوم اجتماعی
بررسی چالش های تدریس درس ریاضیات دوره متوسطه