لغات مشابه
revivalism : اصالت احيا مذهب ،اصول بيدارى مذهبى

revivalist : طرفدار احياى مذهبى

revive : احياء کردن , احيا کردن , دوباره داير شدن , بهوش آمدن , نيروي تازه دادن , باز جان بخشيدن , بهوش آوردن , احيا شدن

reviver : احيا کننده , بهوش آورنده

revivification : باز جان بخشى ،تجديد حيات ،رونق تازه ،بهوش اوردن

revivify : نيروى تازه دادن ،بهوش اوردن

reviving : قانون ـ فقه : وصول مطالبات سوخت شده

reviviscence : نيرو بخشي , زنده سازي

reviviscent : رمق تازه دهنده

revocability : قانون ـ فقه : جواز

revocable : قابل فسخ , رجعي , ابطال پذير

revocable contract : قانون ـ فقه : عقد مجاز،عقد جايز

revocable credit : بازرگانى : اعتبار قابل برگشت

revocable divorce : قانون ـ فقه : طلاق رجعى

revocation of divorce : قانون ـ فقه : رجوع از طلاق

revocatory : مبنى بر فسخ ،ناسخ

revokable : قابل فسخ

revoke : سلب کردن

revoker : فسخ کننده

revolt : شوريدن , اظهار تنفر کردن , اغتشاش , اغتشاش کردن , بغي , طغيان , قيام کردن , بهم خوردگي

revolted : متمرد،ياغى ،شوريده

revolter : شورش کننده ،ياغى

revolting : بهم زننده ،منقلب کننده ،دل بهم زدن ،تنفراور

revolute : لب برگشته

revolution : انقلاب

revolution 1 : علوم دريايى : دور

revolution conter : دور شمار

revolution per minute (rpm) : عمران : دور در دقيقه

revolution per second : معمارى : دور در ثانيه

revolutionary : شورش طلب , انقلابي , آشوبي , آشوبگر

revolutionist : واگشت گر

revolutionize : تغييرات اساسي دادن , انقلابي کردن

revolutionizer : انقلاب آور

revolvable : گردنده ،دور گردانى

revolve : دور زدن

revolver : رولور , هفت تير , ششلول

revolving : دوراني , گردنده , دوار

revolving crane : معمارى : جرثقيل گردان

revolving credit : اعتبار گردان

revolving door : معمارى : در چرخان

revolving drum : روانشناسى : طبله چرخان

revolving fund : تنخواه گردان

revolving kiln : معمارى : کوره گردان

revolving top : علوم مهندسى : استوانه توزيع

revue : نمايشنامه انتقادي , جنگ نمايش

revulsion : ردع , تصريف

revulsive : جابجا شونده ،تنفر اور

rewaed : مژدگاني دادن

rewake : دوباره بيدار کردن

reward : مژدگاني , جايزه , عوض دادن , مژده , اجر , پاداش دادن , ثواب , اجر دادن , پاداش , تلافي

reward contract : قانون ـ فقه : عقد جعاله

reward is an iduce to toil : چيزيکه ادم را بکار کردن تشويق ميکند پاداش است

reward training : روانشناسى : اموزش با پاداش

rewardable : پاداش دادني

rewarder : ديان

rewardless : بى پاداش ،بى مزد

rewards : جوايز

rewind : باز پيچي , باز پيچيدن

rewinde : بازپيچيدن ،باز پيچى

reword : لغات متنى را عوض کردن ،با واژه هاى ديگرى بيان کردن

rewrite : دوباره نوشتن , باز نويسي

rewriter : دوباره نويس

rex : پادشاه

Rey : ري

Reyhaneh : ريحانه

reynard : روباه ،شغال

reynolds number : علوم هوايى : مهمترين ضريب بدون ديمانسيون در نمايش اشل جريان سيال

reynolds stress : علوم هوايى : تنش برشى در لايه مرزى خطى در سيال نارون

Reza : رضا

Reza Ali : رضاعلي

rezone : محيط چيزى را اصلاح کردن ،محيط را تغيير دادن ،از نو محدوده تعيين کردن

rf modulator : کامپيوتر : مدولاتورRF

rfq : کامپيوتر : Request For Quotation

rgb monitor : کامپيوتر : R

rhabdomancy : پيش گويى بوسيله چوب يا عصا

rhachitis : ( )rachitis(طب - م.ل ).اماس يا ورم مهره پشت

rhadamanthine : وابسته به قضاوت خيلى دقيق و سخت گيرانه

rhadamanthus : نام يکى از داوران جهان پايين ،داور سخت گير و رشوه خوار

rhaeto romanic : زبان لاتين سوئيس شرقى و ايتالياى شمال شرقى

rhamnaceous : (گ.ش ).وابسته به تيره عنابها

rhamnose : (ش ).قند متبلورى بفرمولC6 H12 O5

rhamnus : (گ.ش ).عناب

rhapontic : راوند،برگدم يا ساقه برگ ريواس

rhapsode : دوره گردى که اشعار رزمى( هومر يا ديگران را ) مى سرود

rhapsodic : يونان باستان

rhapsodical : ناشى از احساسات ،نشئه اى ،جذبه اى

rhapsodically : از روى احساسات

rhapsodist : مصنف راپسودي

rhapsodiz : از بر خواندن ،اشعار ( رزمى ) سرودن

rhapsodize : شعر حماسى سرودن

rhapsody : اشعار حماسى مخصوص نقالان و داستان گويان شعر رزمى ،قطعه موسيقى ممزوج و احساساتى

Rhashti : رشتي

rhatany : ريشه يکجور گياه در امريکاى جنوبى که در ساختن داروهاى ... بکار ميبرند

rhea : نجوم : رئا

Rheem : رحيم

rhematicky : دچار باد مفاصل

rhenish : يا کرانه هاى ان ،شراب المانى rhein وابسته به رودخانه

rhenish wine : شراب اسمانى

rheodestruction : شيمى : تخريب جريان

rheology : علم جريان و تغيير شکل ماده

rheometer : الت سنجش سرعت جريانهاى الکتريک يا خون

rheopexy : شيمى : رئوپکسى

rheoscope : جريان بين ،جريان ياب

rheostat : رئوستا

rheostat regulation : الکترونيک : تنظيم با رئوستا

rheostatic : (برق )روستات ،دستگاه تنظيم جريان هاى متغير برق ،دستگاه يا جعبه تنظيم مقاومت

rheostatic starter : علوم مهندسى : راه انداز رئوستايى

rheostome : جريان بر

rheostriction : الکترونيک : رئوستريکسيون

rheotropism : روانشناسى : ابگرايى

rhetor : اموزگار معانى بيان

rhetoric : لفاظي , معاني بيان , معاني بياني , علم بديع , خطابت

rhetorical : بياني , بحثي

rhetorical question : مسئله مربوط بمعانى بيان ،سوالى که براى تسجيل موضوعى بشود( مثل اينکه بگوييم کيست که وطنش را دوست نداشته باشد)

rhetorically : از روى معانى ،مطابق علم معانى بيان يا فصاحت ،فصيحانه

rhetorician : اموزگار معانى بيان ،عالم در علم بديع

rheum : سرما خوردگي , درد رماتيسم

rheumatic : روماتيسمي

rheumatism : (طب )مرض رماتيسم ،جريان ،فلو،ريزش

rheumatiz : (ز.ع ).روماتيسم

Rheumatizm : روماتيسم

rheumatoid : مانند روماتيسم ،روماتيسمى

rheumatology : روماتيسم شناسي

rheumy : زکامى ،نزله اى ،داراى ريزش يازکام ،مرطوب وخنک

rhienencephalon : روانشناسى : مغز بويايى

rhinal : وابسته به بينى

rhinencephalon : مرکز شامه

rhinestone : سنگ مصنوعى بيرنگ و براق

rhinitis : (طب )ورم غشاءمخاطى بينى

rhino : قايق باربر

rhinoceros : (ج.ش ).کرگردن ،رده کرگدن ها

rhinolaryngology : بينى و حنجره شناسى

rhinologist : متخصص( امراض ) بينى

rhinology : بينى شناسى

rhinopharyngitis : (طب )ورم غشاء مخاطى بينى و حلق

rhinophonia : روانشناسى : صداى خيشومى

rhinoplasty : جراحى پيوندى بينى

rhinoscope : بينى نگر

rhinoscopy : معاينه بينى و حنجره

rhiopharyngeal : وابسته به بينى وگلوگاه ،بينى حلقى

rhizanthous : (گ.ش ).گل اور از ريشه

rhizmatous : داراى ساقه زيرزمينى ،مانند ساقه زير زمينى

rhizogenesis : ريشه زايي

rhizogenetic : (گ.ش ).توليد کننده ريشه ،ريشه اور،ريشه زا

rhizogenic : ريشه زا

rhizogenous : ريشه زا

rhizoid : (گ.ش ).ريشه مانند،ريشه نما

rhizomatous : (گ.ش ).داراى ساقه هاى ريشه مانند زيرزمينى

rhizome : (گ.ش ).شبيه ريشه ،ساقه هاى زير زمينى ريشه مانند،ساقه زيرين

rhizomorphous : ريشه مانند

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

چگونه با جذاب سازی کلاس و منسوخ نمودن روش های تدریس سنتی دانش آموزان را به درس زیست شناسی علاقه مند نمایم
چگونه به کمک آموزش دانش آموز مبتنی بر نیاز دانش آموزان را به درس زیست شناسی و مفاهیم آن علاقه مند نمایم
چگونه زندگی اجتماعی و با هم بودن و سازگاری با بچه ها با اخلاق های متفاوت را به دانش آموزان خوابگاهی بیاموزم
چگونه میزان یادگیری درس زبان فارسی را در دانش آموزان افزایش دهم
چگونه دانش آموزان را به کمک آموزگار مربوطه به استفاده از کامپیوتر علاقه مند نموده و درس کار و فناوری را برایشان جذاب تر کنم
چگونه مشکل عدم کنترل ادرار را در دانش آموزان برطرف نمایم
چگونه با استفاده از فناوری اطلاعات بر یادگیری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس شیمی 2 کوشا باشم
اقدام پژوهی چگونه دانش آموزان را به شرکت در گروه سرود ترغیب نمایم
دانلود چگونه به شاداب سازی حیاط و محوطه ورزشی کمک کنم
چگونه استرس و اضطراب را در دانش آموز که از اعتیاد پدر و مشاجرات والدین سرچشمه گرفته بود برطرف ساخته و سلامت روان را در او شکوفا سازم
چگونه نقش مدرسه را در بالا بردن سطح سلامت روان در دانش آموزان پر رنگ تر و پر بار تر نمایم
چگونه دانش آموزان را به درس علوم تجربی و کار گروهی تشویق نمایم
چگونه با جذاب نمودن کلاس علاقه مندی و نشاط را در دانش آموزان کلاسم در درس مطالعات اجتماعی فراهم آورم
چگونه بوسیله کار گروهی و آموزش های دانش آموز محور زمینه یاد گیری اثر بخش را در دانش آموزان برای فراگیری درس ادبیات فارسی فراهم آورم
دانلود چگونه توانستم دانش آموزان را به خواندن قرآن تشویق نمایم
چگونه بوسیله روش تدریس ایفای نقش و نمایش درس فلسفه را برای دانش آموزان جذاب نمایم
چگونه رفتار های نامتعارف و استفاده از الفاظ ناشایست را در تعدادی از دانش آموزان آموزشگاهم بهبود بخشم
چگونه دانش آموزان را به شرکت در نماز جماعت علاقه مند نمایم
مقاله درمورد سکته قلبی و عوارض آن