لغات مشابه
rights : حقوق

rights of throne : قانون ـ فقه : حقوق سلطنت

rights open to everyone : قانون ـ فقه : مباحات

rightteous : نيکو کار،عادل ،درست کار،صالح ،پرهيزگار،پيرو قانون ،پيرو شريعت

rightward shift : بازرگانى : انتقال به طرف راست

rightwriter : کامپيوتر : رايت رايتر

righty : ورزش : راست دست

rigid : نرم نشو

rigid adherence to a thing : سفت چسبيدن بچيزى ،محکم گرفتن چيزى

rigid concrete pavements : عمران : رويه هاى صلب بتنى

rigid cores : عمران : هسته هاى مقاوم

rigid frames : عمران : قابهاى صلب

rigid metal conduit : الکترونيک : لوله حفاظ سخت

rigid pavement : معمارى : روسازى شخ

rigidification : استحکام ،سفتى

rigidify : سفت شدن ،سخت شدن ،محکم کردن

rigidity of prices : بازرگانى : انعطاف ناپذيرى قيمت ها

rigidity of wages : بازرگانى : انعطاف ناپذيرى مزدها

rigidly : بسختى ،دقيقا"

rigmarole : چرند،جفنگ ،حرف بى ربط،بى ربط،بى معنى

rigor mortis : جمود نعشى که 6 تا ¹ 1ساعت پس از مرگ پيدا ميشود

rigorism : خشونت ،سختى

rigorist : کسيکه در قوانين مذهبى زياد سخت گيرى ودقت ميکند

rigorous : شديد،سخت

rigorously : بسختى ،با دقت زياد

rigorousness : سخت گيرى ،سختى

rigour : )rigor(سختى ،سختگيرى ،خشونت ،تندى ،دقت زياد

rigsdag : (نام ) مجلس قانونى دانمارک

riksdag : (نام ) مجلس قانونى سوئد

rile : ازردن ،متغيير کردن ،مغشوش کردن ،هم زدن

rilievo : برجسته ،برجستگى

rill : جوي کوچک

rille : دره باريک در ماه

rillet : نهر کوچک

rim : قاب عينک , کمانه , لب دار کردن , زهوار گذاشتن , دوره دار کردن , زهوار

rim(of the belly) : صفاق ،سترشکم پوش

rim drive : الکترونيک : لبه گردانى

Rima : ريما

rime : قافيه دار کردن , يخ زدگي , سرما ريزه

rime ice : علوم هوايى : يخ سرماريزه

rimed : مقفي

rimeless : بى قافيه

rimeless or rhyme : بى قافيه ،ناجور

rimer : قافيه پرداز

rimer or rhymer : قافيه پرداز

rimester : قافيه ساز

rimester or rhymester : شعر باف ،شاعرک

rimland : حومه ناحيه مرکزى

rimless : بى دوره ،بى زهوار،بى کم

rimmed : دوره دار،حاشيه دار،کم دار

rimose : چاک چاک

rimous : چاک چاک

rimple : چروک ،ژنگ ،چيزدادن ،درهم کشيدن ،چوروک کردن ،چين خوردن ،جبين

rimrock : صخره پيش امده فلات بشکل جبهه عمودى ،لبه بر امده صخره مزبور

rimy : قافيه دار

rind : پوست

rinded : پوسته دار

rinderpest : مرگى گاو،وباى گاو،گاومرگى

ring : زنگ زدن , رينگ , انگشتر , طنين انداختن , حلقه

ring and bead sight : علوم نظامى : دستگاه نشانه روى که داراى شکاف درجه حلقوى و مگسک مى باشد

ring aperture : معمارى : حلقه

ring armature : الکترونيک : ارميچر حلقوى

ring bark : پوست درختى را حلقه ايى بريدن

ring bolt : ميخ پيچ حلقه دار

ring bone : استخوان زيادى در بخولق اسب

ring cartilage : حلقه اى ،حلقوى

ring clossure : شيمى : حلقه بندى

ring clossure reaction : شيمى : واکنش حلقه بندى

ring counter : شمارنده حلقه اى

ring d. : فاخته ،قمرى

ring dove : قمرى ،فاخته ،کبوتر،جنگلى

ring finger : انگشت انگشتر،انگشت چهارم دست چپ

ring indicator : کامپيوتر : نشان دهنده حلقه

ring leader : سرحلقه

ring master : رئيس سيرک

ring necked : طوق دار

ring of the buoy : علوم دريايى : - bouy shackle

ring opening polymerization : شيمى : بسپارش حلقه گشا

ring opening reaction : شيمى : واکنش حلقه گشا

ring plover : اب چيلک ،جلود

ring road : معمارى : راه کمربندى

ring shift : تغيير مکان حلقه اى

ring side of wire : الکترونيک : سيم جهت زنگ

ring sight : علوم نظامى : شکاف درجه حلقه اى يا دايره اى

ring snake : مار حلقه دار اروپايى

ring spanner : آچر قاشقي

ring stool : ورزش : چهارپايه مخصوص استراحت بين روندهاى بوکس

ring strain theory : شيمى : نظريه کرنش - کشيدگى حلقه

ring straked : داراى خطوط گرد در روى بدن ،مخطط

ring structure : شيمى : ساختار حلقه اى

ring tailed : داراى حلقه هاى رنگى در دم ،دم حلقه اى

ring tension : عمران : کشش حلقوى

ring up : به کسى تلفن کردن

ring wall or ring fence : حصار گرد،پرچين يامحجر گرداگرد

ring with : منعکس کردن

ring mail : علوم مهندسى : زره

ring shaped : حلقهاي , حلقه وار , حلقوي

ringbolt hitching : علوم دريايى : خفت حلقوى

ringbone : (دامپزشکى )استخوان زائد بخولق اسب که سبب لنگى ان است

ringdove : طوقي

ringed : حلقه دار , حلقه حلقه

ringent : (گ.ش ).داراى دهن باز،داراى لبان برگشته

ringer : طنين انداز

ringing : الکترونيک : حلقوى شدن

ringleader : سر دسته , رهبر شورشيان , سر حلقه

ringlet : طره

ringleted : حلقه دار،گلاله دار،مانندحلقه يا طره زلف

ringlety : حلقه دار،گلاله دار،مانند حلقه ياطره زلف

ringlock : قفل حروفى

ringman : کسيکه دراسب دوانى کارش شرط بندى بامردم است

ringmaster : رئيس سيرک ،رئيس گود،پيش کسوت

ringneck : کبوتر طوقي

ringnecked : طوق دار

ringside : در کنارصحنه ورزش ،در کنار تشک کشتى يا رينگ مشت بازى

ringtail : (ج.ش ).باز کبود ماده ،تليله نوک دراز

ringthe bull : بازى اى که دران حلقه اى را پرتاب ميکنندتابه قلابى بياويزد

ringworm : (طب)عفونت قارچى ،کچلى ،کرم حلقه دار

rink : سرخورى روى يخ ،سلحشور،(درميدان يخ بازى )يخ بازى کردن

rinse : آب کشيدن

rinse mouth : مضمضه کردن

rinse the mouth : غر غره کردن

rinser : شستشو کننده

rinsing : غر غره , مظمظه

Rio : ريو

Rio de janeiro : ريودوژانيرو

riot : غائله , غوغا , شورش کردن , هرج , شورش , آشوب , شلوغ کردن , بلوا , اغتشاش کردن

riot and civil commotion : بازرگانى : اعتصاب و تظاهرات

riot gun : علوم نظامى : تفنگ ضد اغتشاش يا کنترل اغتشاشات

rioter : بلواگر

riotous : غوغائي , آشوبگرانه , پر آشوب

riotous assembly : قانون ـ فقه : اجتماع و مواضعه اشوبگرانه

riotously : فتنه جويانه

riotousness : فتنه جوئى

rip : چاک خوردن , درانيدن , چاک زدن , چاک دادن

rip off : تيغ زدن

rip roaring : هيجان انگير

rip saw : معمارى : اره دندانه درشت

rip par in dam slope : عمران : سنگ ريزى در شيب سد

rip rap : عمران : سنگ ريزى

riparian : ساحل رودخانه زي

riparian law : قانون ـ فقه : قوانين مربوط به اعيان و اموال موجود در اطراف رودخانه

riparian rights : قانون ـ فقه : حقوق خاصه مالکين خريم رودخانه ها و انهار

ripe : رسيده , جا افتاده , رسيده شدن , چيدني

ripe beauty : زيبايى زنى که رشد کرده است

ripe lips : لبهاى قرمز( با اشاره برنگ ميوه رسيده)

ripely : بطور رسيده ،بطور اماده

ripen : نضج گرفتن

ripeness : رسيدگي

ripening : نضج

riposte : ضربه متقابل زدن

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

مقاله بررسی نقش زنان در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه
مقاله بررسی نقش فلز آلومینیوم در صنعت
مقاله بررسی نقش مربی برای بازیكنان
بررسی نقش و اهمیت فرآیند آموزش و بهسازی منابع انسانی در ادامه حیات هر سازمان یا مؤسسه
مقاله بررسی نقش ورزش های روزمره بر سلامت انسان
مقاله بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین
"مقاله بررسی هیپرلیپیدها، چربی ها"
مقاله بررسی و تحلیل شخصیت افراد جهت آمادگی برای ازدواج
مقاله بررسی و شرح كارخانه ریخته گری آلومینیوم تولید كننده سرسیلندر و پوسته كلاچ
مقاله بررسی واژه شناسی
مقاله بررسی ورق كاری و برشكاری
مقاله بررسی یادگیری اصول‌یادگیری و انگیزش نزد كارمندان و مراجعین
مقاله بررسی یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا
مقاله شیوع کودک آزاری در وابستگان به مواد افیونی مراجعه کننده به مراکز ترک خود معرف
مقاله نقد و بررسی تاریخ ایران از سقوط دولت ساسانی تا خلافت عباسی
مقیاس خودسنجی التزام عملی به اعتقادات اسلامی
پرسشنامه شخصیت آیزنک 22 سوالی
پرسش نامه انگیزش شغل از دیدگاه کارکنان هاکمن و اولدهام
پرسشنامه بیش فعالی بزرگسالان