لغات مشابه
ruinously : بطور خانمان برانداز

rukh : رخ

rule : حکومت , زنگي , امارت , خلافت کردن , حکم راندن , فرماندهي کردن , حکم صادر کردن , حاکم بودن , حکمراني

rule of law : قانون ـ فقه : قانون تساوى افراد در برابر قانون و قابل رسيدگى بودن اعمال مامورين دولت در محاکم عمومى

rule of three : قاعده اربعه متناسبه

rule oppressively : بيداد کردن

rule out : ممنوع ساختن

rule over : آقائي کردن

rule the roost : اختياردارى کردن

rule governed : روانشناسى : قاعده مند

ruled based deduction : کامپيوتر : استنباط بر مبناى مقررات

ruled surface : معمارى : سطح خط ساخته

ruleless : بي بربست

ruler : حکمران , فرمانروا , خط کش , زمامدار , مسطر

ruler of the world : جهاندار

rulers : امرء , امراء

rulership : فرمانروايى

rules : نظامات , احکام , قوانين

rules committee : قانون ـ فقه : کميته قوانين

rules for forming plurals : ايين جمع بندى ،قواعد جمع بندى

rules of chess : ورزش : قوانين شطرنج

rules of conduct : آداب معاشرت

rules of decorum : اداب ( معاشرت)

rules of football : قوانين يا قواعد فوتبال

rules of road : علوم نظامى : قوانين بين المللى عبور و مرور دريايى

ruling : صدور حکم , حکمفرما , حاکمه , خط کشي , زمامداري , حاکم , حکم فرما

ruling party : حزب حاکم

ruling power : قانون ـ فقه : سلطان

ruling price : بازرگانى : قيمت روز

rum : عرق نيشکر

rum running : حمل مشروب قاچاق

Rumania : روماني

rumba : ( )rhumba(درکوبا )رقص سياهان ،رقص روميا

rumble : صداى ريز و سنگين دراوردن ،غريدن ،چيز پرسر و صدا،شکايت ،چغلى ،غرولند

rumbler : غرش کننده

rumbustious : پرصدا،بلند،غوغايى ،دادوبيدادکن ،متلاطم ،سخت ،شديد

rumen : شکمبه , سيرابي

rumenal : شکمبهاي

ruminal : )rumenal(شکمبه اى

ruminant : نشخوار کننده

ruminantia : نشخوار کنندگان

ruminants : نشخوار کنندگان

ruminate : نشخوار کردن , خويدن

ruminating : نشخوار کننده

rumination : نشخوار

ruminative : نشخواري

ruminator : نشخوار کننده

rummage : خوب گشتن

rummage out : با جستجوى زياد در اوردن

rummage sale : حراج هداياى تقديمى بکليسا براى امور خيريه

rummer : ليوان مشروب , جام باده

rummily : بطور غريب وعجيب

rumminess : غرابت

rummy : مست لايعقل

rummy start : رويداد شگفت انگيز

rumor : شايعه , چو

rumor mongering : شايعه پراکني

rumormonger : هوچى ،خبر کش ،کسيکه شايعه ميسازد

rumour : شهرت دادن

rump : دمگاه , صاغري , کفل انسان , لنبر , سرين

rumple : مچاله کردن ،چروک دادن ،تاه و چين دادن

rumpus : غوغا،هنگامه

rumpy : يکجور گربه بى دم در جزيرهisle of man

rumrunner : ادم يا قايق مخصوص حمل مشروبات قاچاق ،قاچاقچى

Rumsfeld : رامزفيلد

run : گرداندن , جاري شدن , ادارهکردن , جريان يافتن , دويدن , باعجله رفتن

run a race : غشه گذاشتن

run a risk : دل بدريا زدن

run a way : در رفتآن

run about : دوندگي کردن

run across : مصادف شدن با

run against : تصادف کردن با،زدن به

run away : شخص فراري , پا به فرار گذاشتن , پا به فرار گذاردن , بر ماليدن

run away with : برداشتن و در رفتن

run close : سخت دنبال کردن

run down : تااخرين نفس دنبال کردن ،مندرس ،کهنه

run in : دستگير کردن ،زندانى کردن

run in debt : قرض بهم رساندن

run into : گرفتار شدن ،برخوردن ،تصادف کردن با

run manual : کامپيوتر : راهنماى اجرا

run of the mill : برجسته نبودن در جنس ،متوسط،عادى

run of the mine : بى درجه ،بى رتبه

run on : ادامه دادن ،بتفصيل بيان کردن ،بدون وقفه

run out : باخر رسيدن , تمام شدن

run out of : تمام کردن ،کم اوردن

run over : زير گرفتن , زير کردن , لبريز شدن

run riot : لجام گسيخته بودن ،بطور هرزه روييدن

run short : کم امدن ،کم اوردن

run the show : اختيار دارى کردن ،مديريت کردن

run through : بسرعت خرج و تلف کردن ،خلاصه کردن

run time version : کامپيوتر : نسخه حين - اجرا

run up against : مواجه شدن با

run up area : علوم نظامى : منطقه ازمايش موتور هواپيما قبل از پرواز منطقه در جا زدن

run upon : تصادف کردن با،برخوردن به

run wild : بى بند و بار بودن ،خودرو بودن

runabout : اواره ،سرگردان ،اتومبيل سبک

runagate : )renegade(مرتد،از دين برگشته

runaway : گريزپا , فراري , دررفته , در رفتن

runcinate : (گ.ش ).مضرس ،داراى دندانه هاى اره مانند

rundle : استوانه گردنده

rundlet : )runlet(بشکه کوچک ،واحد گنجايش مايعات قديمى

rune : نشان مرموز , سخن مرموز

rung : اسپوک , پله نردبان

runic : رمزى ،طلسمى

runing board : رکاب

runing fight : جنگ وگريز

runless : بدون برد در دور مسابقه

runlet : )rundlet(بشکه کوچک ،واحد گنجايش مايعات قديمى

runnel : نهر کوچک

runner : دونده , دوان , فروشنده سيار , ماشين چي

runner up : دومين نفر يا تيم برنده مسابقه

running : دونده , دوندگي

running off : از خط بيرون افتادن( قطار)

running aground : علوم دريايى : به گل نشستن

running board : تخته رکاب اتومبيل

running bowline : علوم دريايى : گره دار

running down case : قانون ـ فقه : دعوى عليه راننده وسيله نقليه که در نتيجه تصادم باعث جرح يا خسارت شده است

running end : علوم دريايى : سر طناب

running gear : قسمت حرکت کننده ماشين( چون لوکوموتيو)

running hand : خط مسلسل ،خط شکسته

running in parallel : کامپيوتر : پردازش موازى

running key : علوم نظامى : کليد جارى رمز يا دفترچه جارى کليد رمز

running knot : خفت ،گره بند

running noose : کمند خفت دار

running race : مسابقه گذاشتن , مسابقه دو , مسابقه

running rate : روانشناسى : اهنگ پاسخ

running rigs : علوم نظامى : بکسلهاى متحرک دريايى

running spare : علوم نظامى : قطعات يدکى مورد نياز و اضافى قطعات اضافى همراه وسيله

running stitch : کوک کوچک زير و روى پارچه

running time : زمان رانش

running title : عنوان کوچک هر يک از صفحات کتاب

running title (or headline) : سر صفحه يا سرستونى که بالاى همه صفحات ديده مى شود

running torque : الکترونيک : گشتاور پيچشى حرکت

running with the ball : ورزش : با توپ دويدن

runny : متمايل بدويدن

runt : (ج.ش ).کبوتر خانگى درشت ،کوتوله ،گاو ماده کوچک

runty : پست ،کوچک ،حقير،ناچيز

runway : باند فرودگاه , روگاه , مجرا

runway greenhouse effect : شيمى : اثر گلخانه اى گريزان

rupee : روپيه

rupiah : واحد پول اندونزى

rupicoline : صخره زي , سنگ زي

rupicolous : سنگ زي , صخره زي

rupture : ترکيدن

rupture limit : معمارى : مرز پاره شدن

rupture stress : شيمى : تنش گسيختگى

ruptured : غر

Rural : روستایی

Rural : روستایی

rural : رعيتي

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

چگونه دانش آموزان که مشکل کف پای صاف دارند شناسایی و چه اقداماتی را انجام دادم
چگونه وابسته به درس و مدرسه و ماندن در کلاس علاقه مند نمایم
چگونه با ارائه راه حل های مناسب مشکل درس ادبیات و زبان فارسی را برطرف نمایم
مجموعه مقالات معتبر علمی پدافند غیرعامل برای پیشینه و ادبیات تحقیق
"دانلود پاور پوینت كاربرد فناوری‌های جدید در آموزش نویسنده""دكتر شهناز ذوفن"""
چگونه دانش آموزان پایه سوم آموزشگاه را به خواندن نماز علاقه مند سازم
چگونگی ارتقای سطح کیفی و کمی دانش آموزان در فعالیت های پژوهشی
چگونه شادابی زنگ های تفریح را در آموزشگاه فراهم نمایم
دانلود چگونه مشکلات روانخوانی دانش آموز دیر آموزم را برطرف نمایم
دانلود چگونه دانش اموز را به درس پیام های آسمانی علاقه مند كنم
چگونه مشکلات روانخوانی دانش آموز را با اختلالات یادگیری را برطرف نمایم
چگونه اعتماد به نفس دانش آموزان را تقویت نمایم
"چگونه مشارکت اولیاء را در امور آموزشی، پرورشی و عمرانی آموزشگاه افزایش دهم"
چگونه دانش آموزانم را به انجام فعالیت های ورزشی ترغیب نمایم
چگونه اعتماد به نفس دانش آموز پایه را بالا ببرم
چگونه مشکل وابستگی بیش از حد دانش آموز کلاس اول را به مادرش برطرف نمایم
چگونه دانش آموزان پایه هفتم را به درس ریاضی علاقه مند کنم
چگونه مشکل ضعف درسی و افت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم را برطرف نمایم
چگونه دانش آموزان را به درس ریاضی و جدول ضرب علاقه مند سازم