معنی schizophrene

schizophrene
)=schizophrenic(مبتلا بجنون جوانى
کلمات مشابه

schizophrenic type : روانشناسى : سنخ اسکيزوفرنيايى

schizophreniform disorder : روانشناسى : اختلال اسکيزوفرنى شکل

schizotypal : روانشناسى : اسکيزوفرنى گونه

schlechter variation : ورزش : وارياسيون شلشتر در دفاع اسلاو شطرنج

schmaltz : )schmalz schmaltzy(کوچک وکم اهميت ،موسيقى يااثر هنرى خيال انگيز ورويايى

schmaltzy : )schmalz schmaltz(کوچک وکم اهميت ،موسيقى يااثر هنرى خيال انگيز ورويايى

schmalz : )schmaltz schmaltzy(کوچک وکم اهميت ،موسيقى يااثر هنرى خيال انگيز ورويايى

schmitt trigger : رهاساز اشميت

schnapps : مشروب جين قوى هلندى

schnitzel : شنيتزل

schnook : )=dolt(احمق ،خرشو

schnorkel : لوله دخول وخروج هوا در زير دريايى ،لوله مخصوص تنفس در زير اب ،با لوله تنفس زير ابى رفتن)snorkel(

schnorrer : گداى يهودى

scholar : دانشجو , اديب , محقق , پژوهشگر , شاگر ممتاز , فاضل , اهل تتبع , دانش پژوه , علامه , دانشور , فرجاد

scholarism : تتبع ،تحقيق علمى

scholarly : فاضلانه , دانشمندانه , فاضل

scholars : فضلا , طلاب

scholarship : فضل وکمال

scholastic agent : دلال تدريس ،شاگرد پيدا کن

scholastic theology : الهيات قرنهاى ميانه

معنی schizophrene به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی