لغات مشابه
secondary obligation : بازرگانى : تعهدات ثانويه

secondary plan (jf) : علوم دريايى : طرح ثانوى

secondary planet : پيرو،همراه ،ملتزم ،انگل ،قمر،اقمار،ماه

secondary processes : روانشناسى : فرايندهاى ثانوى

secondary productivity : زيست شناسى : فراوردگى دومين

secondary projection area : روانشناسى : منطقه فرافکنى ثانوى

secondary qualities : روانشناسى : صفات ثانوى

secondary reinforcer : روانشناسى : تقويت کننده ثانوى

secondary reward : روانشناسى : پاداش ثانوى

secondary school : روانشناسى : دبيرستان

secondary sewers : معمارى : لوله هاى فرعى فاضلاب

secondary sex characteristics : روانشناسى : ويژگيهاى جنسى ثانوى

secondary stairs : معمارى : پلکان فرعى

secondary standard : شيمى : استاندارد ثانويه

secondary station (usn) : علوم دريايى : - secondary port )RN(

secondary storage device : کامپيوتر : دستگاه حافظه ثانوى

secondary storage medium : کامپيوتر : رسانه انباره ثانوى

secondary stress : معمارى : خستگى فرعى

secondary stresses : عمران : تنشهاى درجه دوم

secondary structure of portein : شيمى : ساختار دوم پروتئين

secondary unit : شيمى : واحد فرعى

secondary wire : الکترونيک : سيم خروجى

secondary emission ratio : الکترونيک : شدت صدور ثانوى

seconder : تاييد کننده ،دوم شونده

secondery school : دبيرستان ،مدرسه متوسطه

secondhand clothings : لباس مستعمل

secondhand goods : بازرگانى : کالاهاى دست دوم

secondly : ثانيا

secondry air : علوم مهندسى : هواى ثانويه

secoundly : ثانيا"

secratariate : دارالانشاء

secrecy : پوشيدگي , پرده پيشي , نهفتگي

secret : راز , سريره , خفي , سر , عقده , پوشيده , مکتوم , پنهاني , سري , محرمانه , زيرجلي , نهان , نهفته , مکنون , سري کردن

secret agent : مامور مخفي , مامور خفه

secret ballot : )=australian ballot(راى مخفى ،ورقه راى مخفى داراى اسامى چاپى کانديداها

secret keeper : تو دار

secret meting : انجمن سري

secret police : سازمان کارآگاهي

secret service : دستگاه محرمانه دولت

secret service money : اعتبار سرى دولت

secret society : انجمن سرى

secret teller : رازگو

secret telling : رازگو

secretaire : ميز تحرير،ميزچسز نويسى خانه دار

secretarial : دبيري

secretarial job : کار منشي گري

secretarial work : منشي گري

secretariat : دبيرخانه

secretariat(e) : دفتر خانه ،دارالا انشا،دبيرى ،منشى گرى ،کارمندان دبيرخانه

secretariate : دبير خانه ،دفترخانه ،دارالا انشا،دبيرى ،منشى گرى ،کارمندان دبيرخانه

secretary : دبير , منشي , نوشتگر , دبيرکل , محرم اسرار

secretary bird : (ج.ش ).مرغ پا بلند قوى منقار ودراز دم

secretary general : دبيرکل

secretary of defence : قانون ـ فقه : وزير دفاع

Secretary of Defense : وزير دفاع

Secretary of National Security Supreme Council : دبير شوراي عالي امنيت ملي

secretary of the army : علوم نظامى : وزير نيروى زمينى

secretary ship : دبيرى ،منشگيرى

secretaryship : منشگري

secrete : ترشح کردن

secretely : در خفا , بطور مخفي

secretion : ترشح

secretionary : ترشح کننده

secretive : پنهان کار

secretiveness : رازپوشى

secretly : دزدکي , سرا , بطور مخفي , نهاني , مخفيانه , بطور پنهاني , بطور محرمانه , در خفا , يواشکي

secretory : تراوشي , مترشحه , ترشحي

secrets : رموز , اسرار

sect : مسلک , فرقه , تيره , مکتب فلسفي

secta : قانون ـ فقه : ادله خواهان دعوى

sectarian : تيرهاي , کوته بين , فرقهاي , فرقه گراي

sectarianize : فرقهاي کردن

sectary : فرقهاي

sectile : بريده شدنى

section : جزء , قسمت , شعبه , تيره , دايره

section at key (am) : معمارى : برش در تيزه قوس

section crew : دسته کارگران مسئول يک قسمت از راه اهن

section hand : کارگرعضو دسته معينى از کارگران راه اهن

section leader : علوم نظامى : فرمانده رسد يا جوخه

section of dike : معمارى : نيمرخ راه

section of valley : معمارى : نيمرخ عرضى دره

sectional : مقطعي , قطعه قطعه

sectional area : علوم مهندسى : سطح مقطع

sectional view : علوم مهندسى : نماى برشى

sectionalism : استان گرايى ،طرفدارى از محله يا استان بخصوصى

sector addressing : نشانى دهى قطاعى

sector interleave factor : کامپيوتر : عامل جاگذارى قطاع

sector of a sphere : اکليل کروى

sectoral : بازرگانى : بخشى

sectoral planning : بازرگانى : برنامه ريزى بخشى

sectorial : بخشى ،مربوط به قطاع دايره ،برش ،دندان اسياب

sects : فرق

secular : غير روحاني

secular change : علوم دريايى : تغيير قرنى

secular songs : سرودهاى غير روحانى

secular stagnation : بازرگانى : رکود مزمن

secularism : دنيويت

secularist : دنياپرست

secularity : عرفيت

secularization : ماديت ،دنيا پرستى ،عرفيت ،دنيوى کردن

secularize : غير روحاني کردن , دنيوي کردن

secularizer : دنيوى کننده

secularly : بطور دنيوى

secund : يک طرفي

secundine : جفت جنين ،مشيمه تخمک

secundine artem : بطور ساختگى يا مصنوعى

secundine naturam : بطور طبيعى ،بومى وار،خودبخود،طبعا،ذاتا،مسلما،البته ،بديهى است ت

secundumn : بنابر،مطابق

secure : امن , ايمن , ايمن ساختن , مصون , محفوظ

secure arguments : دلائل متين يامحمکم

secure kernel : کامپيوتر : هسته امن

secure of victory : مطمئن به پيروزى

secure place : محل مطمئن

secured : محفو

secured creditor : قانون ـ فقه : طلبکار با وثيقه ،بستانکار داراى رهينه

securely : بطور محفوظ،مطمئنا"

securement : تامين ،تحصيل ،تشييد

securer : تحصيل کننده ،بدست اورنده

securing : قانون ـ فقه : تامين

securities : بازرگانى : اوراق بهادار

securities department : بازرگانى : اداره اوراق بهادار

securities market : بازرگانى : بازار اوراق بهادار

Security : امنیت ، تضمین

security : امنيتي , امان , تاميني , امنيت , وثيقه

Security : امنيت

security against faults in tille : قانون ـ فقه : ضمان درک

security assistance : علوم نظامى : کمکهاى امنيتى

security controls : کامپيوتر : کنترلهاى حفاظتى

security files : کامپيوتر : فايلهاى حفاظتى

security for cost : قانون ـ فقه : تامين هزينه دادرسى

security for costs : قانون ـ فقه : تامين هزينه دعوى

security force : علوم نظامى : نيروى تامينى

security forces : قواي تاميني

security measures : قانون ـ فقه : اقدامات تامينيه

security monitoring : علوم نظامى : نظارت يا مراقبت تامينى يا حفاظتى

security police : تامينات

security program : کامپيوتر : برنامه حفاظتى

security provisions : مفاد امنيتي

security specialist : کامپيوتر : فردى که مسئول امنيت فيزيکى مرکز کامپيوتر است

sed (standard error of difference) : روانشناسى : خطاى معيار تفاوت

sedan : تخت روان

sedan chaire : علوم مهندسى : تخت روان

sedan(chair) : تخت روان ،پالکى

sedate : ارام ،ملايم ،متين ،موقر،جدى ،تسکين دهنده

sedately : با متانت ،با ارامش

sedateness : ارامش ،متانت ،وقار

sedation : تسکين

sedative : آمپول آرامبخش

sedent : (در مورد مجسمه )نشسته

sedentary : غير متحرک , غير مهاجر , نشسته

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اقدام پژوهی چگونه می توانم مشکل افسردگی دانش آموز فاطمه را حل کنم
چگونه توانم مشکل یادگیری دانش آموزان در درس جغرافیا پایه اول راهنمایی را برطرف کنم؟
اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزان آموزشگاهم را به درس علوم تجربی و کار گروهی تشویق نمایم؟
اقدام پژوهی چگونه انزوا وگوشه گیری علی را برطرف کنم؟
راههای افزایشی علاقه مند کردن دانش آموزان به درس ریاضی
راهکار های بررسی علل اشکالات املا نویسی در دانش آموزان ورفع آن
اقدام پژوهی با موضوع یادگیری در کلاسهای درس چند پایه مقطع ابتدایی
چگونه میتوان به کمک تکنیکهای خلاقیت وضعیت درس ادبیات دانش آموزان سال سوم راهنمایی را بهبود بخشید
چگونه می توان با روشهای نوین تدریس رفتارهای نامناسب دانش آموزان را تغییرداد
چگونه می توان با تلفیق هنر در تدریس درس عربی باعث جذایب شدن این درس شد
چگونه می توان دانش آموزان را به تحقیق وپژوهش در درس مطالعات اجتماعی ودرسهای دیگر تشویق کرد
قلاویزكاری و برخی عوامل موثر بر آن
پاورپوینت بررسی خرپاهای فضایی
رساله ایستگاه راه آهن قطار (همراه با 3dmax و اتوکد)
پلان اتوکد ایستگاه راه آهن
چگونه می توان رفتارهای نادرست وناشایست دانش آموزان پایه اول ابتدایی را اصلاح کرد
چگونه می توان نظم و انضباط را در ساعت تدریس حرفه و فن سال سوم راهنمایی در کلاس برقرارکرد
راهای ایجاد افزایش نشاط دانش آموزان مدرسه راهنمایی درهنگام ساعات استراحت کلاسی
راههای برطرف کردن رفتار ناپسند در دانش آموزان