لغات مشابه
simulated rank : (نظ ).همرديف نظامى ،همرديفى

simulation : شبيه سازي , ظاهرسازي

simulation language : زبان شبيه سازى

simulative : وانمودى ،صورى ،داراى شباهت ظاهرى ،تقليدى

simultanagnosia : روانشناسى : ادراک پريشى همزمانى

simultaneeity : هم زمانى ،هم بودى ،با همى ،تقارن ،مقارنه

simultaneity : همبودي , همزماني , همگاهي , مقارنت

simultaneous : هموقت , مقارن , همزمان , همگاه , همبود

simultaneous color television : الکترونيک : تلويزيون رنگى همزمان

simultaneous display : ورزش : نمايش سيمولتانه

simultaneous equation system : بازرگانى : نظام معادلات همزمانى

simultaneous equations : بازرگانى : معادلات همزمانى

simultaneous extinction : روانشناسى : خاموشى همزمان

simultaneous foul : ورزش : خطاى متقابل در يک لحظه و اخراج هر دو بازيگر

simultaneous input/output : کامپيوتر : ورودى و خروجى همزمان

simultaneous processing : کامپيوتر : پردازش همزمان

simultaneous with each other : مقارن يکديگر،با هم واقع شونده ،باهم رخ دهنده

simultaneously : همزمان , به طور همزمان

sin : خطاکاري کردن , خطا کردن , معصيت کردن , عاصي شدن , گنه کردن , گناه کاردن , ذنب , معصيت , گناه , سيئه , گناه ورزيدن , خطيه , حرج , عصيان , زلت , گنه , خطا

sin bin : ورزش : محدوده پنالتى

sin die : قانون ـ فقه : بدون تعيين روز معين

sin of omission : گناه فروگذارى از انجام امرى

sin of the f. : گناه جسم

Sina : سينا

Sinai Mountain : طور

sinapism : مشمع خردل

since : از , نظر باينکه , ازهنگاميکه , چراکه , ازاينرو , از زمانيکه , زيراکه , از موقعيکه , چه

since he was in petticoats : از زمانى که بچه بود

since the outbreak of the war : از روزى که جنگ در گرفت

since then : از آن به بعد , از آن پس

sincere : خالصانه , مخلصانه , يکرنگ , بي ريا , صادق , صميمي , صاف , مخلص , باخلوص , نصوح

sincere friend : يار جاني

sincere hope : رجاء واثق

sincereity : بي آلايشي

sincerely : صادقانه , خالصاً , صميمانه , ارادتمند

sincerely yours : صادقانه ،خالصان ،مخلصانه ،بدون ريا،براستى

sincerity : خلوص , صميميت

sincipital : واقع در جلوى سر

sinciput : جلو سر،پيشانى ،جبهه

sindbad the sailor : سندباد بحرى

sine : علوم هوايى : سينوس

sine curve : علوم هوايى : منحنى سينوسى

sine function : شيمى : تابع سينوسى

sinecure : هر شغلى که متضمن مسئوليت مهمى نباشد،جيره خور ولگرد،وظيفه گرفتن وول گشتن ،مفت خورى وولگردى

sinedie : تاتاريخ غير محدود،براى هميشه

sinerely : صادقانه ،خالصانه ،مخلصانه ،بدون ريا،براستى

sinew : رگ وپى ،پى ،وتر،تار وپود،رباط

sinewless : بى پى ،بى نيرو،بى اسطقس

sinewy : سخت پي

sinfonia : (در موسيقى قديم )پيش درامد،مقدمه

sinful : عاصي , فاجر , معصيت آميز

sinfully : گناهکارانه

sinfulness : گناهکاري , خطاکاري

sing : سراييدن , سرودن , ترنم کردن , آواز خواندن , سرود خواندن

singable : سرودني

singal to noise ratio : کامپيوتر : نسبت سيگنال به اغتشاش

Singapore : سنگاپور

Singaporean : سنگاپوري

singe : داغ کردن

singer : نغمه سرا , خواننده , نغمه پرداز , مغني , آوازه خوان , سرودخوان , آواز خوان , مترنم , سراينده

singin bird : پرنده اواز خوان

singing : نغمه سرايي , ترنم , سرايش , سماع , سرودخواني , غازه , مترنم

singing love : تغزل

singing master : اموزگار سرايش

singing ode : غزل خواني

single : عزب , بي جفت , انفرادي , منفرد , يکه , بي زن , يگانه , فرد کردن , تک , مفرد

single a : زناى مردزن داريازن شوهر،يازن شوهرداربامردبيزن

single armature converter : علوم مهندسى : مبدل يک ارميچرى

single article : ماده واحده

single blessedness : (سعادت ) بى زنى يا انفراد

single board computer : کامپيوتر : کامپيوتر تک بردى

single breasted : داراى دکمه در يک طرف کت ،کت دو يا سه دکمه

single component gases : شيمى : گازهاى تک جزيى

single contact lamp : الکترونيک : لامپ تک کنتاکتى

single elements : مفردات

single entry : حسابدارى فردى ،حسابدارى ساده( بدون دوبل)

single envelopment : علوم نظامى : احاطه يک طرفه

single file : يک رديف

single foot : تک روى ،اسب تک رو،تکاور،تک رو بودن

single footer : تک رو

single handed : تنها،يکدستى

single haneded : دست تنها

single hearted : امين ،وفادار،بى ريا،يکدل

single ignition : الکترونيک : احتراق تک برقى

single interlocking : يک پيچه ،(بهم پيچ دادن ورق اهن شيروانى)

single last : علوم دريايى : دوخت لب به لب

single leg balance : ورزش : حرکت تعادلى بدن ژيمناست روى يک پا

single life : زندگى مجردى ،انفرادى ،تجرد

single load : معمارى : بار تک

single loop armature : الکترونيک : ارميچر تک پيچکى

single minded : امين ،بى تزوير،مصمم ،با اراده

single minimum : شيمى : تک کمينه

single name paper : سفته داراى يک امضاء

single palm : نخله

single pearl : دردانه

single perforated : علوم نظامى : باروت يک سوراخه

single phase alternating current : علوم مهندسى : جريان متناوب يک فازه

single phase circuit : الکترونيک : مدار تک فاز

single phase current : علوم مهندسى : جريان يک فازه

single phase generating : علوم مهندسى : مولد يک فازه

single phase generator : الکترونيک : تناوب گر تک فاز

single phase locomotive : علوم مهندسى : لکوموتيو يک فازه

single phase rectifier : علوم مهندسى : يکسوکننده يک فازه

single phase winding : علوم مهندسى : سيم پيچى يک فازه

single pneumonia : اماس يک شش

single purpose : تک منظوره

single rail logic : منطق تک خطى

single reduction : الکترونيک : تقليل سرعت تکى

single room : اتاق یک نفره

single row spot welding : علوم مهندسى : جوشکارى نقطه اى سرى

single shot hit probability (sshp) : علوم نظامى : احتمال اصابت يک گلوله به هدف

single sided disk : کامپيوتر : ديسک يک رويه

single sling : علوم دريايى : باربردار يک بندى

single space : (در ماشين نويسى )در ميان سطور فقط يک فاصله گذاردن ،تک فاصله کردن ،تک فاصله ،تو هم

single step : کامپيوتر : تک مرحله اى

single stroke bell : الکترونيک : زنگ تک ضربه

single track : تک راهه ،فاقد وسعت معنوى ،فاقد درک عقلانى

single transposition : علوم نظامى : نوعى تبديل به رمز که فقط از يک نوع کليد رمز استفاده مى شود

single universe : جهانفردي

single user : تک کاربرى

single value : بازرگانى : ارزش منحصر بفرد

single valued : تکارزشي

single variable function : بازرگانى : تابع يک متغيره

single whip : علوم نظامى : قرقره قلاب تک قرقره اى

single acting : علوم مهندسى : يکطرفه

single acting cylinder : علوم هوايى : سيلندر يک طرفه

single acting pump : علوم هوايى : پمپ يکطرفه

single banked boat : علوم دريايى : قايق تک پارو زن

single barreled : يک پول

single bevel but weld : علوم مهندسى : جوش لب به لب" وى " ساده

single button carbon microphone : الکترونيک : ميکروفون تک زغالى

single circuit receiver : علوم مهندسى : گيرنده يک مداره

single clause bill : قانون ـ فقه : ماده واحده

single conductor cable : الکترونيک : کابل تک لايى

single contact switch : علوم مهندسى : کليد يک قطبى

single cylinder engine : علوم مهندسى : موتور يک سيلندر

single ended spanner : علوم مهندسى : اچار يکسو

single gun color tube : الکترونيک : لامپ تصوير تک لوله اى

single handedly : تنهايي , يک تنه

single j butt weld : علوم مهندسى : جوش لب به لب" جى"

single jet blowing : علوم مهندسى : مشعل يک شعله اى

single magnetic ion trap : الکترونيک : يونرباى تک مغناطيسى

single passage crusher : علوم مهندسى : سنگ شکن يک طبقه

single phase motor : الکترونيک : موتور تک فاز

single pole cutout : الکترونيک : فيوز تک پل

single pole switch : الکترونيک : کليد يک پل

single seat : يک نفره

single span deep beam : عمران : تير تيغه يک دهانه

single stand mill : علوم مهندسى : دستگاه نورد يک مقامه

single throw : علوم هوايى : يک لنگى

آخرین لغات شما
:

:

:

:

:

اوپک
اولین گزارش ملی تجارت الكترونیكی در ایران
ایزو 9000
اینترنت ابزاری كارآمد در خدمت تبلیغات
بازار بورس
بازار خودرو
بازارها
بازاریابی
بازاریابی بین المللی و راهكارهای ورود به بازار بین المللی
بازاریابی چیست؟
بازاریابی صنعتی
بازاریابی كروی
بازاریابی Marketing
بازرگانی
بحث هدفمند كردن یارانه
بحران اقتصادی
برآورد پتانسیلهای صادراتی با استفاده از تقریب مدل TradeSim
بررسی اثر مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی
بررسی اثرات متقابل تولید و صادرات در اقتصاد ایران