معنی single phase winding

single phase winding
علوم مهندسى : سيم پيچى يک فازه
کلمات مشابه

single pneumonia : اماس يک شش

single purpose : تک منظوره

single rail logic : منطق تک خطى

single reduction : الکترونيک : تقليل سرعت تکى

single room : اتاق یک نفره

single row spot welding : علوم مهندسى : جوشکارى نقطه اى سرى

single shot hit probability (sshp) : علوم نظامى : احتمال اصابت يک گلوله به هدف

single sided disk : کامپيوتر : ديسک يک رويه

single sling : علوم دريايى : باربردار يک بندى

single space : (در ماشين نويسى )در ميان سطور فقط يک فاصله گذاردن ،تک فاصله کردن ،تک فاصله ،تو هم

single step : کامپيوتر : تک مرحله اى

single stroke bell : الکترونيک : زنگ تک ضربه

single track : تک راهه ،فاقد وسعت معنوى ،فاقد درک عقلانى

single transposition : علوم نظامى : نوعى تبديل به رمز که فقط از يک نوع کليد رمز استفاده مى شود

single universe : جهانفردي

single user : تک کاربرى

single value : بازرگانى : ارزش منحصر بفرد

single valued : تکارزشي

single variable function : بازرگانى : تابع يک متغيره

single whip : علوم نظامى : قرقره قلاب تک قرقره اى

single acting : علوم مهندسى : يکطرفه

single acting cylinder : علوم هوايى : سيلندر يک طرفه

single acting pump : علوم هوايى : پمپ يکطرفه

single banked boat : علوم دريايى : قايق تک پارو زن

single barreled : يک پول

single bevel but weld : علوم مهندسى : جوش لب به لب" وى " ساده

single button carbon microphone : الکترونيک : ميکروفون تک زغالى

single circuit receiver : علوم مهندسى : گيرنده يک مداره

single clause bill : قانون ـ فقه : ماده واحده

single conductor cable : الکترونيک : کابل تک لايى

single contact switch : علوم مهندسى : کليد يک قطبى

single cylinder engine : علوم مهندسى : موتور يک سيلندر

single ended spanner : علوم مهندسى : اچار يکسو

single gun color tube : الکترونيک : لامپ تصوير تک لوله اى

single handedly : تنهايي , يک تنه

single j butt weld : علوم مهندسى : جوش لب به لب" جى"

single jet blowing : علوم مهندسى : مشعل يک شعله اى

single magnetic ion trap : الکترونيک : يونرباى تک مغناطيسى

single passage crusher : علوم مهندسى : سنگ شکن يک طبقه

single phase motor : الکترونيک : موتور تک فاز

single pole cutout : الکترونيک : فيوز تک پل

single pole switch : الکترونيک : کليد يک پل

single seat : يک نفره

single span deep beam : عمران : تير تيغه يک دهانه

single stand mill : علوم مهندسى : دستگاه نورد يک مقامه

single throw : علوم هوايى : يک لنگى

single throw switch : الکترونيک : کليد يک طرفه

single u butt joint : علوم مهندسى : اتصال لب به لب" يو"

single way switch : علوم مهندسى : کليد يکراهه

singleness : يگانگي , مجردي

singles : ورزش : مسابقه انفرادى

singlestick : چوب مخصوص تمرين شمشير بازى

singleton : يک سطر

singlisticker : کرجى شراعى ،کشتى يک دگله

singly : بطور مجرد , منفردا , يک يک , يکان يکان , فردا فرد

singly re entrant winding : الکترونيک : سيم پيچ تک بازگرد

singsong : يک وزن , يک نواخت

singspiel : نمايش کمدى موزيکال قرن 18 المان

singular : تکين

singularity : تکيني

singularize : تک کردن ،بشکل مفرد دراوردن

singularly : جدا،بطور استثنائى ،بطور غريب

Sinhala : سينهالي

sinicism : متابعت از اداب ورسوم چينى ،چينى پرستى

sinicize : جنبه چيني دادن

sinify : )sinicize(مطابق اداب ورسوم چينى کردن ،جنبه چينى دادن ،چينى کردن

sinister : شوم , بدشگون , منحوس , ناميمون , بدبختي آور , مشئوم , نحس , گمراه کننده

Sinister : شیطانی

Sinister : شیطانی

sinisteral : چپ دست ،چپ گرد،واقع درسمت چپ

sinistral : غير مشروع , متمايل بچپ

sinistrality : روانشناسى : چپ برترى

sinistrorsal : )=sinistrorse(چپ پيچ ،پيچيده از چپ براست

sinistrorsal helix (or solenoid) : الکترونيک : مارپيچ چپ گرد

sinistrorse : )=sinistrorsal(چپ پيچ ،پيچيده از چپ براست

sinitic : چينى ،اهل چين

sink : ته رفتن , فرو رفتن , فرو نشستن , فرو بردن , منجلاب , چاهک

sink hole : معمارى : چاهک

sink,kitchen sink : معمارى : تشتک ظرفشويى

sinkable : نشست کردنى ،غرق کردنى يا شدنى

sinkage : درجه فرو رفتگى

sinker : مته کار , قالب ريز

sinkhole : چاه فاضل اب ،گودال ،منجلاب ،تله پول

sinkin fund : وجوه استهلاکى

sinking : فروبرنده , فروبري , فروکش

sinless : معتصم

sinlessness : بى گناهى

sinner : عاصي , مخطي , خطاکار , گناهکار

sinnet : ( )sennet(م.م ).شيپور علامت شروع نمايش يا ختم ان

sino : چين و

sino japanese war : جنگ چين وژاپن

sinologist : )=sinologue(چين شناس ،ويژه گر فرهنگ وادبيات وتاريخ چين

sinologue : )=sinologist(چين شناس ،ويژه گر فرهنگ وادبيات وتاريخ چين

sinology : چين شناسى ،مطالعه ادبيات ورسوم چين

sinope : نجوم : سينوپ

sins : معاصي , ذنوب , منکرات

sinsitivity : علوم هوايى : حساسيت

sinter : بستن وسخت شدن

sinter roasting : علوم مهندسى : تشويه زينتر

sintered carbide metal : علوم مهندسى : فلز سخت زينتر

معنی single phase winding به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی