صفحه اصلی

situated or situate
واقع شده ،قرارداده ،نشانده
کلمات مشابه

situated to the right : واقع دردست راست

situation : وضع , موقعيت , وضعيت , موقع

situation (jf) : علوم دريايى : وضعيت

situation display : علوم نظامى : صفحه نمودار وضعيت افق ديد رادار

situation indicator : علوم نظامى : دستگاه سنجش وضعيت ديد رادار و وسايل ناوبرى

معنی situated or situate به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی
دانلود پیشینه پژوهش و چارچوب مبانی نظری در باب سازه ی تاب آوری
دانلود پیشینه پژوهش و چارچوب مبانی نظری در باب سازه ی روش های مقابله ای
دانلود پیشینه پژوهش و چارچوب مبانی نظری مفهوم هویت و هویت یابی
دانلود پیشینه پژوهش و چارچوب مبانی نظری اختلال لجبازی - نافرمانی