معنی situation

situation
وضع , موقعيت , وضعيت , موقع
کلمات مشابه

situation (jf) : علوم دريايى : وضعيت

situation display : علوم نظامى : صفحه نمودار وضعيت افق ديد رادار

situation indicator : علوم نظامى : دستگاه سنجش وضعيت ديد رادار و وسايل ناوبرى

situation report : علوم نظامى : گزارش وضعيت

situational : وضعي

situational tests : روانشناسى : ازمونهاى موقعيتى

situations : مواقعه

situs : موقعيت ،ناحيه ،محل ،وضع

sitzkrieg : جنگ تدافعى ،جنگ بدون پيشروى

sitzmark : ورزش : حفره حاصل از زمين خوردن اسکى باز

siva : خداى والامقام هندو که از خدايان سه گانه يا تثليث دين هندو بشمار ميرود

six : شش

six and five : شش وبش

six d. pencils : شش دو جين مداد

six gun : شش تير , شش لول

six hundred : شش صد

six membered ring : شيمى : حلقه شش عضوى

six parts : قانون ـ فقه : ششدانگ

six pence : شش پنس ،نيم شيلينگ

six shooter : ششلول

معنی situation به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی