معنی snowdrift

snowdrift
(گ.ش ).تره تيزک سنگى ،برف باد اورد،برف توده
کلمات مشابه

snowdrop : گل حسرت

snowfall : بارش برف

snowfield : معمارى : برفپهنه

snowflake : برف ريزه

snowiness : پوشيدگى از برف

snowman : آدمک برفي , آدم برفي

snowmobile : اتومبيل برفي

snowplough : برف روب ،الت برف پاک کن

snowshed : سايبان برفي

snowshoe : کفش اسکي

snowshovel : پارو

snowslide : سرسره برفى

snowstorm : کولاک برف , توفان برف

snowsuit : لباس پنبه دار وزمستانى مخصوص بچه

snowy : برفي

Snub : بی اعتنایی کردن

snub cable : علوم دريايى : ناگهان ترمز کردن

snubber : سرزنش کننده , کمک فنر

snuff : انفيه , انفيه زدن , نوک فتيله , ناس انداختن

snuff out : بافوت خاموش کردن

معنی snowdrift به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی