معنی snowstorm

snowstorm
کولاک برف , توفان برف
کلمات مشابه

snowsuit : لباس پنبه دار وزمستانى مخصوص بچه

snowy : برفي

Snub : بی اعتنایی کردن

snub cable : علوم دريايى : ناگهان ترمز کردن

snubber : سرزنش کننده , کمک فنر

snuff : انفيه , انفيه زدن , نوک فتيله , ناس انداختن

snuff out : بافوت خاموش کردن

snuff box : انفيه دان

snuffbox : قوطي انفيه , انفيه دان

snuffer : سوراخ بيني

snuffers : گاگير

snuffing : انفيهزني

snuffle : تودماغي صحبت کردن , تودماغي حرف زدن

snuffy : شبيه انفيه

snug : آماده ومجهز , گرم ونرم , امن وامان

snug down : علوم نظامى : امادگى قبل از ورود به درياى طوفانى

snuggery : جاى دنج ،اطاق خلوت

snuggle : خود را براى گرم شدن ياغنودن جمع کردن ،مچاله شدن ،جمع شدن ،در بستر غنودن ،دربرگرفتن

snugly : بطور دنج يا راحت

snugness : راحتي

معنی snowstorm به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی