معنی some of

some of
بخشي از
کلمات مشابه

some one : يک کسي

some one must stay here : يک کسى بايد اينجا بماند

some one or other : يک کسى ،هر کس باشد

some time : يک وقتى ،مدتى

some time ago : چندي پيش

some time or other : يک وقتى ،يک روزى

some two hours : يک دو ساعتى

some years ago : چند سال پيش

somebody : يک شخص

someday : روزى ،يکروز( در اينده)

somedeal : تاحدودى ،تا اندازه اى ،اندکى ،نسبتا،متعدد

somehow : به نوعي , به نحوي , بيک نوعي , هرجور هست , بطريقي , هر جور

someone : کسي

someplace : يک جايى

somersault : معلق زدن , پشتک , معلق

somerset : )somersault(شيرجه ،پشتک ،معلق زدن

something : چيزي , يک چيزي

something is wrong with you : يک چيزى تان هست ،يک کسالتى داريد

something like 100 rials : سد ريال چيزى کم چيزى بالا،در حدود سد ريال

something short : نوشابه تند،عرق

معنی some of به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی