معنی spellbound

spellbound
افسون شده ،مسحور،مفتون ،مجذوب
کلمات مشابه

speller : کتاب املاء , هجي کننده

spelling : املاء , هجي

spelling checker : کامپيوتر : کنترل کننده حروف لغات

spelling group : علوم نظامى : حرف رمزى که نماينده يک گروه رمز يا کلمات رمز است

spelling test : امتحان ديکته

spelt : (زمان ماضى واسم مفعول فعل)spell

spelter : علوم مهندسى : روى سخت

spelunker : کاشف غار

spence : )spense(ابدار خانه ،اتاق ناهارخورى

spend : مصروف داشتن , صرف کردن , به سر بردن , خرج کردن , مايه گذاشتن , بسر بردن

spend like water : مثل ريگ خرج کردن

spend time : وقت گذراندن , وقت صرف کردن

spendable : خرج کردنى ،خرج شدنى

spending : صرف

spending money : پول توجيبى ،خرجى

spendthrift : مسرف , خراج , ولخرج

spense : )spence(ابدار خانه ،اتاق ناهارخورى

spent : مصروف , رها شده

sperm : مني دانه , نطفه , مني

sperm whale : (ج.ش ).عنبر ماهى ،نهنگ عنبر)physeter catodon(

معنی spellbound به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی