معنی subcritical

subcritical
زير مرحله خطرناک وبحرانى
کلمات مشابه

subcritical flow : معمارى : جريان رودخانه اى

subculture : فرهنگ فرعي

subcutaneous : زیر پوستی، تحت الجلدی

subcutis : عميق ترين قسمت زير پوست

subdeacon : معاون شماس ،معاون گماشته روحانى ،معاون خادم

subdean : معاونdean

subdesertic regions : زيست شناسى : پهنه هاى زير کويرى

subdevice : قسمت کردن مجدد،بخش کردن مجدد

subdividable : بخشيزه پذير

subdivide : بخشيزه کردن

subdivider : بخشيزه گر

subdivision : بخشيزه , زيرقسمت , زيربخش

subdominant : فا،نت چهارم موسيقى ،تابع ،تبعى

subduable : مطيع کردنى ،مقهور ساختنى ،رام شو،تسخير پذير

subduce : کم کردن ،موضوع کردن

subdue : مقهور کردن , مقهور ساختن , رام کردن

subdued : مقهور

subduer : منکوب کننده

subemit a report : قانون ـ فقه : گزارش دادن

subenant : مستاجر دست دوم

معنی subcritical به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی